75


عاقلانه خرید کردن ! این عبارت بیشترین فاصله را با تعقل دارد . اگر بنا بود عاقلانه خرید و فروش شود ، هیچ خرید و فروشی پا نمی گرفت 


ادبیات زمانی حساب شده ترین شکل کناره گیری از جامعه به حساب می آمد . در زمانه ای که جامعه از جامعه کناره گرفته است ، طبیعی است که میزان فروش یا آنچه به اشتباه مخاطب خطاب می شود به دغدغه ی اصلی بدل شود ( کدام مخاطب ! من ارباب تو هستم  ای اثر ! پولت را داده ام !)


به تنهایی اش آویخته است . مثل کودک گرسنه ای که به پستان مادرش


خلاصه ی تمام مکاتب آرام گرفتن ، از روانشناسی آمریکایی تا جن گیری فیلیپینی : دست هایتان را غلاف کنید . شما باید به آرامش برسید ( تنها با پاها می توان به جایی رسید ) ، و البته که آرامش عملی نیست ( او مقصد است ) . او  پدیده ای ذهنی است . آنچه که عملی است لیبرال دموکراسی است پس آرام بگیرید 


بدبینی تنها راه تحقق خوشبختی است . بدبین هر لحظه فجایع را انتظار می کشد ، و در نهایت با چیزی روبرو نمی شود جز همان روزمره گی های همیشگی اش : چه خوشبختی کسالت آوری !


آنچه یک اسباب کشی را هیجان انگیز می کند ، امکان پذیر نبودن اسباب کشی است . برخی چیزها هیچگاه جایشان را عوض نمی کنند - در ستایش کوچ نشینی 


آنچه در خرید چیزهای بی اهمیت و بدرد نخور لذت بخش است : من با این کار به عقلی که این پول را برایم سبب شده است دهن کجی می کنم 


74


وقت هایی که بیکارم به مرگ فکر می کنم . اوقاتی که سرکارم تماما مرده ام . زندگی را چه اوقاتی می توان زندگی کرد ؟-از دفتر خاطرات یک کارمند 


آنچه نیاز به تبلیغ دارد ، درست به همین دلیل ، ارزش تبلیغ کردن را ندارد 


هرآنچه سقوط می کند را هل نیز باید داد( نیچه ) - جهت درج بر سردر سازمان میراث فرهنگی 


زیبایی چهره اش چنان ریشه های عمیقی در وجودش دارد که می داند از این زیبایی جز وقت تلف کردن کاری برنمی آید 


یک کارگر در صف اول راهپیمایان به دست هایش نگاه می کند : تا زمانی که خودم هستم ، جز سکوت کاری از دستم برنمی آید 


می گوید : با من صادق باش . اما در واقع گفته است : آنطور که می خواهم باش 


پس از پسوا ، جامعه و تنهایی ناشی از جامعه چقدر می تواند امکانپذیر باشد ؟ او در آثارش به خوبی نشان می دهد که هر دوی اینها مدت هاست که منقرض شده اند 


73


یک معدنچی به خواب می رود : جای عجیبی است ، از اینجا - جز من - چه چیز می توان استخراج کرد ؟


در توضیح مدرک تحصیلی اش : هزینه اش زیاد شد اما به هر حال هیچ خریت دیگری اینقدر به من نمی آمد


این تنها خواب ها نیستند که نیاز به تعبیر دارند ، از منظر تعبیر ، بیداری بیشتر به رویا می ماند - در ستایش ایدئولوژی 


هیچ معنای صاحب مصداقی وجود ندارد ، آنچه مصداق خوانده می شود نیز ، خود ، معنایی است که به دنبال مصداق اش می گردد 


هستم ، پس در همه چیز حتی اگر نخواهم حضور دارم - علیه تخصص گرایی


انسان آینده ی انسان است و به همین خاطر هیچ گاه تحقق نمی یابد ، خوشبختانه 


دهاتی می نگرد : این شهر بهتر از هر تیمارستانی اثبات می کند که بشر هنوز سر عقل نیامده است 


72- آنچه آزادی خوانده می شود


حرف هایی که در رسانه ها توسط زیباترین مجریان بیان می شود را با صدای بلند تکرار می کند : این کر کننده ترین سکوتی است که همه جا به گوش می رسد 


درست در زمانه ای که همگان مات و مبهوت سکوت کرده اند و هیاهوی ستاره ها و رسانه ها گوش تمامی ساکنان سیاره را کر کرده است ، درست در چنین زمانه ای ، آزادی بیان ارزش شمرده می شود 


همه باید درباره ی هر موضوع  اجتماعی نظری داشته باشند و موظف هستند این نظر را بیان کنند . امروزه دیکتاتوری ِ آنچه آزادی بیان خوانده می شود ، آزادی ِنادیده گرفتن را از بشر دریغ کرده است 


لائو تسه می نگرد *: آزادی فرا رسیده است ، دیگر بشر هر کاری بخواهد می تواند انجام دهد ، بجز هیچ کاری نکردن 

*در بی عملی عمل کنید...فرزانه هیچ نمی کند...بی عملی را بیازمایید ، و هرچیزی در جای خود قرار می گیرد - تائو ت چینگ


به آزادی دست یافته است و بسیاری از محدودیت های گذشته را ندارد - قسمت دردناک قضیه اینجاست : حالا که در حصار آزادی ، آزادانه دست و پا می زند ، دریافته است که آنچه گمان میکرده محدودیت است ، چندان نیز محدودیت نبوده است 


هنگام آزادی از زندان به جیب های خالی اش نگاه می کند : باید قبلا این زندان جدید را پیش بینی می کردم-در توضیح این نکته که چرا بیشتر مجرمین دوباره و چند باره جرم را مرتکب می شوند و قدر آزادی را نمی دانند


دربند چیزی نیست : این زندانی است که برای خروج از آن دری تعبیه نشده است 


در بسیاری از زندان ها ، زندانیان به کار اجباری وادار می شوند : یکی از این کارها که در تمام زندان ها مشترک است ، جعل کردن مفهوم آزادی است 


زبانشناس به سخنرانی رهبر آزادیخواهان گوش می دهد : اگر دیکتاتوری ِ زبان نبود چگونه می توانست این اراجیف زیبا و پر مغز را بیان کند ؟ 


آزادی های مشروع یک ترکیب متناقض است ، تنها یک شکل از آزادی را می توان تخیل کرد : آزادی از مشروعیت