ذکر بی ضرورت - دو



نه "ما " ، بلکه این " من " است که بی شماری است - غلط گیری ِ یک اعتراض 



آگاهی به مثابه دخل و تصرف ناآگاهانه 



فرد ، تمام دیگران را به صورت فرد از سر باز می کند و می گذراند 



زمان می گذرد ، اما نه برای آنها ، و این جاودانگی نوعی نبودن است



به خواب رفتن ، همیشه در سطح ِ "خود را به خواب زدن "  متوقف می شود 



پس از شکست جنبش های اجتماعی می توان این گرایش را در شاعران مشاهده کرد که تمایل دارند از فعل در حالت مصدر استفاده کنند



" زمان می گذرد "  . چنین عبارتی حقیقت ندارد ، اما واقعیت دارد


ذکر  بی الزام و ضروت - یک



اغلب اوقات ، دست و پا زدن ، بخصوص در جایی که آب نیست ، به غرق شدن منجر می شود



فعالیت جسمی ، به سبب ِ رستگاری روحی



تکامل ، تکامل ِ نیازها و ضعف هاست - گفتار بخشیدن به یک تک سلولی



او دوش نمی گیرد ، سرازیر می شود  ، همراه جریانی که به چاه رهسپار است



ارزان بودن ِ برخی مفاهیم زمانی آشکار می شود که به هر قیمتی سعی می کنند زنده بمانند



در راه - مجموعه ی شعر - شهین خسروی نژاد - ناشر : مولف



زیستن ، به امید ِ به دنیا آمدن 



رژیم غذایی - هفته ی سی ام - تناسب ایده ئال



امروزه آنان که از نظر اجتماع بی دست و پا محسوب می شوند ، به بهترین شکل اندام خود را تحقق بخشیده اند 

بیست و نه


شنبه

فرد را از بینایی اش گریزی نیست ، به همین جهت هرچه می بیند را از قبل دیده است


از آرمان اش پیاده می شود ، تا بتواند واقعیت را به دوش بکشد


یکشنبه

آینده اگر آینده باشد هیچ ربطی به حال و گذشته ندارد  ، آنچه قابل حدس و پیشگویی است نوعی گذشته ی تشدید شده ، نوعی حال ِ به تاخیر افتاده است 


هرکتاب مانند شکارگاهی است که در آن فرد به کمین خودش می نشیند


دوشنبه

ای کسانی که مسافت گرفته اید ، بگویید نیست این فاصله ها که می پیمایید 


بزرگترین کابوس ، خود ِ خوابیدن است


سه شنبه

دو امدادی نسل ها ، بدون هرگونه خط پایان


شعر ، سپاسگذاری از عارضه است


چهارشنبه

اکثریت افعال انسانی چیزی نیست جز یک عذرخواهی


او خواب می بیند ، و تنها به این شکل می تواند بیدار بماند


پنجشنبه

خوابیدن : حد معینی از مرگ برای زنده بودن ضرورت دارد


مفهوم نماد بخوبی نشان می دهد که هر گونه درکی از واقعیت ، واقعیت ندارد 


جمعه

" من " ، یا همان " اجتماع ِ منحوس ِ سابق بر این ما "