عاقلانه خرید کردن ! این عبارت بیشترین فاصله را با تعقل دارد . اگر بنا بود عاقلانه خرید و فروش شود ، هیچ خرید و فروشی پا نمی گرفت 


ادبیات زمانی حساب شده ترین شکل کناره گیری از جامعه به حساب می آمد . در زمانه ای که جامعه از جامعه کناره گرفته است ، طبیعی است که میزان فروش یا آنچه به اشتباه مخاطب خطاب می شود به دغدغه ی اصلی بدل شود ( کدام مخاطب ! من ارباب تو هستم  ای اثر ! پولت را داده ام !)


به تنهایی اش آویخته است . مثل کودک گرسنه ای که به پستان مادرش


خلاصه ی تمام مکاتب آرام گرفتن ، از روانشناسی آمریکایی تا جن گیری فیلیپینی : دست هایتان را غلاف کنید . شما باید به آرامش برسید ( تنها با پاها می توان به جایی رسید ) ، و البته که آرامش عملی نیست ( او مقصد است ) . او  پدیده ای ذهنی است . آنچه که عملی است لیبرال دموکراسی است پس آرام بگیرید 


بدبینی تنها راه تحقق خوشبختی است . بدبین هر لحظه فجایع را انتظار می کشد ، و در نهایت با چیزی روبرو نمی شود جز همان روزمره گی های همیشگی اش : چه خوشبختی کسالت آوری !


آنچه یک اسباب کشی را هیجان انگیز می کند ، امکان پذیر نبودن اسباب کشی است . برخی چیزها هیچگاه جایشان را عوض نمی کنند - در ستایش کوچ نشینی 


آنچه در خرید چیزهای بی اهمیت و بدرد نخور لذت بخش است : من با این کار به عقلی که این پول را برایم سبب شده است دهن کجی می کنم