نوزده


شنبه

حد معینی ازخودبیگانگی حتا برای حیوانات نیز ضروری است ؟


یکشنبه

ماه ، جنون تبلیغ می کند



دوشنبه

خوابیدن بیش از حد نوعی بیداری است که چشم اش را روی معترض بودن اش بسته است


سه شنبه

او یک ماه از خودش جلوتر است ، و به این شیوه است که می تواند با خودش همدردی کند


چهارشنبه

سیلی زدن به خود نوعی شرمساری است که بدل به شعر شده است


پنجشنبه

آن ها به این دلیل که دولت همان حرفهای خدا را می زند از دولت تبعیت نمی کنند ، کاملن برعکس ، آنان به این دلیل خداوند را شاکرند که او همان حرفهای دولت را می زند


جمعه

محکوم به اعدام خطاب به جوخه ی آتش : به نام پدر ، پسر ، و پسرم


هجده


شنبه

تبلیغات عنوان علمی هنر است


یکشنبه

هرنوع " لیست اسامی " در نهایت " لیست اسامی زندانیان " است


دوشنبه

چطور یک نفر می تواند با شمردن خوابش ببرد ؟ آن هم شمردن گوسفند ! - درد دل یک چوپان با سگ اش


سه شنبه

تعطیلات طولانی نشان می دهد که خستگی درست برخلاف کلافگی نه جسمی یا روحی ، بلکه محیطی است


چهارشنبه

در پس هرگونه اعتقاد به فطرت انسانی می توان پیوند مازو و نارسیس را مشاهده کرد


پنجشنبه

چگونه کثافت وجودی یک میز را بالا بیاوریم بدون آن که به او بربخورد - طرح برای تبلیغ یک کتاب


جمعه

محکوم به اعدام خطاب به جوخه ی آتش : زیاد طول ندهید . تنها کاری که با موقعیت های اخلاقی می شود کرد اینست که هر چه زودتر از شر آنها ، در واقع من ، خلاص شد 


هفده


شنبه

سرخوشی گونه ای خویشتن داری است


یکشنبه

گاهی اوقات از دستبند ها کار بیشتری بر می آید تا از دست ها ، اغلب اوقات


دوشنبه

یک جور زنده بود ، و همیشه به هزار شکل مختلف می مرد ، جنس اش جور بود


سه شنبه

درباره ی داروهای رفع ناتوانی و تبلیغات پرشور آن : به تختخواب اشاره میکنند ، اما اختگی در خیابان موج میزند


چهارشنبه

سیاه ترین روزهای زندگی همیشه مصادف است با علاقه به پوشیدن لباس های روشن


پنجشنبه

حافظه شکل درونی شده ی قدرت بینایی است 


جمعه

محکوم به اعدام خطاب به جوخه ی آتش : ایستگاه بعد : فدک


شانزده


شنبه

بیماری تلاش صادقانه ی بدن برای تطبیق دادن ِ خود با سبک زندگی فرد است . وقتی کاری را " چشم بسته " هم می توانیم انجام دهیم باید منتظر ِ تحلیل رفتن قدرت بینایی هم باشیم


یکشنبه

دستان یک گورکن و چشمان یک تابوت ساز به او رسیده است . در عوض مجبور شد تنش را به کرم ها ببخشد


دوشنبه

لذت بردن شغل شریف ِ کارمندان ِ دون پایه ی احساس است


سه شنبه

آزادی لیبرالیستی در حوزه ی فرهنگ مکمل بردگی لیبرالیستی در حوزه ی اقتصاد است


چهارشنبه

عقل و تفکر پدیده ای است اجتماعی ، اما بصورتی سلبی - نوشته شده روی دیوار یک سلول انفرادی


پنجشنبه

چنین نفرتی شبیه چنین تابلویی است در گوشه ای از یک خیابان عریض و طویل : دسترسی محلی 


جمعه 

محکوم به اعدام خطاب به جوخه ی آتش : هرگونه بذل توجه به تیرباران ختم می شود ؟