40


همپای اعمال محدودیت های روزافزون در حوزه ی امور جنسی ، اقتصاد به سمت نوعی هتریسم میل پیدا کرده است


طرف اکثریت را گرفتن : از عقل به نفع معده کنار کشیدن


اکثریت خواب ها ، نه برای دیدن ، بلکه برای روایت شدن رخ می دهند . خواب ها سبب می شوند که این قدرت(روایتگری)  فراموش نشود


می گوید : باید به ارجاعات اجتماعی ِ ساختار کلی ِ اثر توجه کرد . امروزه ، نوشتن مثنوی یا داستان های چند جلدی از فراغتی نشان دارد که اکثریت از آن بی بهره اند . زمانه ، پروست بودن را نمی پسندد


به شعر ، منثور می اندیشد . همین باعث شده است نقد هایش چنگی به دل نزنند


او خوش عکس است ، یعنی چیزهایی علاوه بر خودش بازنمایی می شوند


مفهوم اکثریت باید نقد و نفی شود ، بخصوص هنگامی که جزئی  - احتمالن ناچیز - از آن هستیم


39


محکوم به موفقیت خطاب به جوخه ی  روبرویش : از اینکه چنین فرصتی را در اختیار من نهادید ممنونم


آنچه در فرودگاه به استقبال اش می رویم مسافر نیست ، امکان سفر کردن است


در کلانشهر ، خیابان به مردی مست می ماند : خودش ، خانه اش و نام هایش را به خاطر نمی آورد . در جستجوی زنی که در خانه است : از هر طرف که می رود به بن بستی دنباله دار ختم می شود 


امروزه ، موفقیت ، کامیابی در زیر نظر گرفته شدن است 


آنقدر در مخالفت اش بیرحم و بدون اغماض است که مخالفان اش بدون او نمی توانند سر کنند


آینه ی روبرویش را نصیحت می کند : فرار کنید ! فرار کنید ! اینجا دیگر جای ماندن نیست


هجرت ، اگر امکانپذیر باشد ، نه به تغییر مکان ، بل به تغییر زمان اشاره دارد