35


مخوف ترین جانور ، زنی است که تن به مردانگی داده است


او منتقد است ، یعنی سوار بر اسب تروا ، جلوی دروازه های متن انتظار می کشد


مانیفست گورکن درون : پایان های خوش به شروعی ناخوشایند ختم می شوند


زندگی همین است - مخاطب چنین جمله ای تنها یک جسد می تواند باشد


برای صیانت از محیط زیست ، اولین قدم مبارزه با مفهوم منظره است


بیداری در اکثر لحظات کورکورانه است ، این خوابیدن است که نیاز به عینک مناسب دارد


عطسه تلاش ناکام بدن است برای بیرون پریدن از خودش


34


خوشبختی چیزی نیست جز خوشبخت به نظر رسیدن ، فرد اما در صورت تحقق یافتن به ناکامی های درونی اش می چسبد 


امروزه تصوری غالبا اشتباه از هنر ، جزو گریز ناپذیر زندگی بسیاری شده است ، این امر بیشتر از آنکه اثبات کننده ی حقانیت و حقیقت هنر باشد ، نشان دهنده ی کیفیت نازل زندگی است


کلکسیونر هنر را نمی فهمد ، به همین دلیل و برای جبران این نقص به جمع کردن اش می پردازد ، این موضوع در مورد هر شکلی از انباشت صادق است


وطن تخیل نوعی نبودن است ، جایی که فرد می تواند خودش را در مقام فرد هضم کند


می خواهم تنها باشم - این را می گوید و چراغ آینه را خاموش می کند


به این تخت نگاه نکنید ، آنقدر زنده است که یک قبرستان آدم در او مشغول پایکوبی اند - عیادت یک فرد در کما از خودش


در رگهایش نوعی بیداری با چشمان باز در حال گردش و آواز است : آسوده بخوابید ، شهر در امن و امان است



33


خطاب به کاسه ی در دستش می گوید : منتظریم تا همین روزها خودم را قرعه کشی بانک برنده شوم 


هستی از نوعی کسالت سبب شده است ، و تنها آگاهی از این کسالت سبب امیدواری به تحقق سلامت می شود


مصمم به بودن است ، همین اراده اش را سلب کرده است


بهترین کار برای تمجید از یک شاهکار رئالیستی ، کشف شیوه های غیر عادی خالق اش برای بیان واقعیت است


برنامه ریزی ، یا ارتودنسی دندان های یک خون آشام


به یک تظاهر اصیل می اندیشم - از حرفهای یک نقاش خطاب به بوم ، قبل از دست به کار شدن


آنقدر جانماز آب می کشد که برای طهارت آب کم آورده است 


32


ضرب المثل ، اندیشه ای است عصا به دست ، تفکری که مدت هاست نای برخاستن از خودش را ندارد و به همین دلیل دنبال مصداق می گردد


" قدم نمی رسد " : این را هنگام انداختن رای خود در صندوق می گوید : و البته ایراد ، بیشتر از مردمسالاری شماست تا اندام من 


هنگام بازگشتن از محل کار به چنین یادداشتی با دست خط خودش روی درب منزل مواجه می شود : آمدیم تشریف نداشتید


او گاهی کتاب می خواند ، یعنی برخی اوقات به تورق خودش می پردازد


از آموزه های یک گورکن : هیج چیزی با هیچ چیزی مطابقت ندارد ، بخصوص انسان با جسدش


آنچه سبب بالیدن می شود ، نوعی سقوط خودخواسته است


هستی از نوعی کسالت سبب شده است ، و تنها آگاهی از این کسالت سبب سلامت می شود