74
وقت هایی که بیکارم به مرگ فکر می کنم . اوقاتی که سرکارم تماما مرده ام . زندگی را چه اوقاتی می توان زندگی کرد ؟-از دفتر خاطرات یک کارمند
آنچه نیاز به تبلیغ دارد ، درست به همین دلیل ، ارزش تبلیغ کردن را ندارد
هرآنچه سقوط می کند را هل نیز باید داد( نیچه ) - جهت درج بر سردر سازمان میراث فرهنگی
زیبایی چهره اش چنان ریشه های عمیقی در وجودش دارد که می داند از این زیبایی جز وقت تلف کردن کاری برنمی آید
یک کارگر در صف اول راهپیمایان به دست هایش نگاه می کند : تا زمانی که خودم هستم ، جز سکوت کاری از دستم برنمی آید
می گوید : با من صادق باش . اما در واقع گفته است : آنطور که می خواهم باش
پس از پسوا ، جامعه و تنهایی ناشی از جامعه چقدر می تواند امکانپذیر باشد ؟ او در آثارش به خوبی نشان می دهد که هر دوی اینها مدت هاست که منقرض شده اند
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۲/۰۵/۱۸ ساعت 13:3 توسط علی
|