87


تقریبا تمامی ادیان چنین مضمونی را در خود دارند : دروغ نگو . یکی از معانی این عبارت می تواند این باشد : خودت را تحقیر نکن . امروزه بسیاری از کسانی که فکر می کنند بی دینی امکانپدیر است ( و خودشان را به عنوان نمونه نشان می دهند ) نیز دروغ نمی گویند ، آنها وظیفه ی حیاتی ِ تحقیر ِ خویش را به سازو کارهای اقتصادی سپرده اند . و البته اکثریت دروغگویان را نباید فراموش کرد : آنها به تمامی جزیی از این ساز و کار شده اند 


یک منتقد روبروی آینه ایستاده و به خودش نگاه می کند . پس از مکثی طولانی : متاسفانه خالق این اثر درک درستی از رئالیسم نداشته است


اولی : چرا با انسانها دشمنی نمی کنی ؟ دومی : آنها حقیرتر از آنند که دشمن من محسوب شوند . برای مبارزه و دشمنی ، من حیوانی مثل خودم را می طلبم 


با ژن هایش درددل می کند : چرا این ضعف ها هستند که همیشه تکامل می یابند ؟


در مرگ یکی از آشنایان حسابی زاری می کند . این گونه ، به خودش تسلی می دهد : بر خلاف این بیچاره ، من جاودانه ام 


دهاتی می نگرد : اینجا حسابی پیشرفت کرده است . می توان آن را اینگونه خلاصه کرد : خوشبختی افراد ، به قیمت بدبختی همگان 


روبروی باشگاه بدنسازی ایستاده ، و دهاتی می نگرد : این خدای پیشرفت هم آموزه های عجیبی دارد ، حمالی برای حمالی ، تازه برایش پول هم می دهند

 

86


در مطب زبانشناس : آقای دکتر ، به "علیرغم "  معتاد شده ام ، به " حالا ببینیم چه می شود " ...ببخشید وقتتان را گرفتم ، چشم ، ممنون که وقت گذاشتید ، از بذل توجه شما ممنونم...{می رود بیرون و دوبار برمی گردد } راستی ، به " از بذل توجه شما ممنونم " معتاد شده ام


استاد هنر می گوید : به قواعد پایبند باش . و این را نه از سر دلسوزی برای هنر ، که برای محترم شمردن جایگاه استادی اش موعظه می کند 


خوشبختانه زندگی کرده ام ، آنقدر که ... بیایید من را بیرون بکشید از زیر دست و پای خودم - درد دل با وصیت نامه 


بینایی ارتباطی ظریف با حافظه دارد ، آنچه قبلا دیده شده است بیشتر به چشم می آید 


 یک اداره : گوش ندارد . چشم دارد اما بینایی ندارد . بویایی قوی ( فردا چه خبر است ؟ ) بی زبان است ( کار اداری حرف ندارد ) دست دارد ، اما دست کشیدن ( به کارت بچسب )


خطاب به رییس اداره : متاسفانه به دلیل برخی مشکلات فیزیولوژیک قادر به لذت بردن از غزل و قصاید مدرن و پست مدرن نیستم و ترجیح می دهم خریت ام را با آهنگ های رپ مدیریت کنم ، او سپس مشکلات فیزیولوژیک اش را اینگونه شرح می دهد : داشتن بینایی ، و قدرت نظر افکندن ( گفتن ندارد ؛ اخراج می شود )


مضمون مشترک آثار هنری در عصر فعلی  : به لطف ساماندهی اقتصاد و اجتماع ، امروزه همه چیز در دسترس بشر است ، به غیر از دست هایش