24


هر شکلی از وجود داشتن به شرم حضور منتهی می شود 


گورکن خطاب به گورستان : تمام کنید این تظاهر را 


شغل او این است : دست روی دست گذاشتن 


روی بینایی اش برخی تصورات سایه انداخته اند


فرد تنها خودش را نمی خورد . کاملن برعکس ، در تنهایی ، او از دیگران تغذیه می کند 


پیامبر عجیبی است ، هر صبح به بیداری مبعوث می شود ، و هر شب معجزه می کند : به خواب رفتن


محکوم به اعدام خطاب به جوخه ی آتش : آخرش که چی ؟


23


آنقدر مرده است که جان می دهد برای زیستن 


تفکر انتزاعی یا یک همانگویی است ( تفکر تفکر است ) و یا امکان پذیر نیست


شعر نوعی نبودن است ، و بدین سان حقارت بودن را کاهش می دهد


برای بهبود ، برایش خودش را تجویز کرده اند


اسم سبک مورد علاقه اش در خودکشی را گذاشته است : عشق درمانی


او تا به حال کتاب های زیادی به دست گرفته است ، اما تنها روی معدودی از آنها پافشاری کرده است 


من همیشه به چیزی مفتخر است که بیرون از من ایستاده است . این تناقضی است که در ذات مفتخر بودن ریشه دارد


22


او طبیعی تر از تمدن است ، به همین دلیل لبخندش به شکل لبخند روی لب هایش می نشیند


" ای کسانی که ایمان آورده اید " ، و نه " ای کسی که ایمان آورده ای " ، ایمان یا بی ایمانی مسئله ای کاملا گروهی است


او ماهیگیر کارکشته ای است ، و درست به همین دلیل حوض نقاشی او بی ماهی است


بی آنکه خدایش را عوض کند ، شیطان جدیدی اختیار کرده است


شطرنج باز ماهر در هر حرکت دو چیز را در نظر می گیرد ، اول : حماقت بی پایان خودش ، و دوم : احتمال حماقت در حریف اش . به همین دلیل نگاه کردن به صفحه ی شطرنج تنها حرکتی است که از شطرنج بازان ماهر سر می زند 


ترس ، یا زیبایی شناسی گله - در حال مهیا شدن برای خروج از خانه


در شمایل یک معترض به مدارا مشغول است ، معترضین واقعی اما معمولا برعکس عمل می کنند 


21


عقل سالم در بدن سالم است ؟ چه جور هم ! - استفن هاوکینگ


حتی در بزرگ ترین باغ وحش ها ، تنها یک حیوان قابل مشاهده است : انسانیت 


بمیریم بمیریم در این عشق بمیریم / در این عشق چو مردیم همه روح پذیریم - تنها در تالاری لبالب از آینه


معمولی بودن در چشم هایش هرز می رود ، همانطور که اندکی نبوغ در دست هایش


بیداری ، یا سقوط به ارتفاعات ادراک


از تراکم تجربه رنج می برد ، و این رنج او را بی تجربه می نماید 


اکثریت یک خدای تازه است ( هورکهایمر ) - نفس وجودی زبان یعنی این خدا هیچگاه تازگی نداشته است