یک معدنچی به خواب می رود : جای عجیبی است ، از اینجا - جز من - چه چیز می توان استخراج کرد ؟


در توضیح مدرک تحصیلی اش : هزینه اش زیاد شد اما به هر حال هیچ خریت دیگری اینقدر به من نمی آمد


این تنها خواب ها نیستند که نیاز به تعبیر دارند ، از منظر تعبیر ، بیداری بیشتر به رویا می ماند - در ستایش ایدئولوژی 


هیچ معنای صاحب مصداقی وجود ندارد ، آنچه مصداق خوانده می شود نیز ، خود ، معنایی است که به دنبال مصداق اش می گردد 


هستم ، پس در همه چیز حتی اگر نخواهم حضور دارم - علیه تخصص گرایی


انسان آینده ی انسان است و به همین خاطر هیچ گاه تحقق نمی یابد ، خوشبختانه 


دهاتی می نگرد : این شهر بهتر از هر تیمارستانی اثبات می کند که بشر هنوز سر عقل نیامده است