83


وزارت صنعت ، فرهنگ و تجارت - جهت کاستن از هزینه های دولت 


خیال می کند چیزی گم کرده است ، در واقع آن را هرگز نداشته است - این اشتباه تا حدود زیادی زیربنای تفکر محسوب می شود 


عصر اصالت ناخنک زدن 


احمق ، خبال می کند در ریه هایش مخفی شده است . این نکته ی ظریف را از شیوه ای که دود سیگار را بیرون میدهد می شود حدس زد 


کنار پنجره ایستاده و به منظره ی روبرویش نگاه می کند : بینایی ام ، این پرده ای است که نمی شود آن را کنار زد 


هیچ کس نمی تواند به کارش علاقه داشته باشد ، مگر اینکه برایش چشمانی تدارک دیده باشند که با آنها کار را شکل منحصر به فردی از بیکاری ببیند 


هیچ فردی  انقلابی نیست ، انقلابی بودن با فرد بودن در تناقض است . تنها موقعیت ها انقلابی اند 


مرگ را چگونه بنویسیم تا زندگی کند

 

 

1


اینجا ( اینجا که نه ، منظورم  شبکه اجتماعی است  ) روز به روز بیشتر شبیه به اداره ی ثبت احوال می شود ، تا بازش می کنی معمولا یا یک نفر به دنیا آمده و برای چنین اتفاق فرخنده ای  عکسی یا شعری به اشتراک گذاشته شده یا کسی مرده است و باز هم عکسی یا شعری به سبب این ناگواری قدم رنجه کرده است . آنچه اما مرسوم است اعلام وجود یا مرگ برخی تفکرات و احزاب است ، که بیخیال شبکه اجتماعی یا مرده اند و زنده جا زده شده اند یا قرن هاست که هر روز تولدشان نوید داده می شود


2

چرا در سطراول به جای " فیسبوک " از لغت "شبکه اجتماعی " استفاده کرده ام ؟ منطقی نیست . این لغت را زیاد که نه ، اصلا استفاده نمی کنم . الان که به شبکه اجتماعی فکر می کنم ، به نظرم زیادی رسمی و احمقانه است ، ( به لباس هایم نگاه می کنم ، چرا لغت رسمی من را یاد لباس های رسمی انداخته است ؟)

یک راهنمایی ، یا شاید هم بیراهه رفتن : هنگام خواندن دوباره ی متن فهمیدم در سطر دوم به جای نفر ، فنر نوشته ام ، خواستم اصلاح اش کنم ، شد ننر ، و سرانجام به نفر ختم شدم


3

داشتم می گفتم ...

چه می گفتم؟


4

لایک دقیقا چه معنی دارد ؟ من خبر مربوط به مرگ 4 نفر را لایک کرده ام ، 4 نفری که یک گروه راک بوده اند و در فیلمی هم بوده اند که به نظرم فیلم خوبی نبوده است ( ذکر این نکته ضروری به نظر می رسد که از نظر من ، تمام فیلم ها ، حتی فیلم های خانوادگی و دوستان ، یک ژانر بیشتر نمی توانند داشته باشند ، و آن یک ژانر تنها می تواند علمی تخیلی باشد )

داشتم می گفتم ( یادم می آید داشتم چه می گفتم ) این لایک دال بر چه چیز هایی می تواند باشد ؟

الف : لایک به معنا ی دوست داشتن : من چه چیزی دوست داشته ام ؟ مرگ 4 نفر که در فیلمی مزخرف بوده اند ؟ واقعا چنین چیزی لایک دارد ؟

ب : لایک به معنای آخی ، حیوونیا : برای من چه اهمیتی دارد ؟ مرگ 4 نفر که در فیلمی....

ج: لایک به معانی خواندم ، ایول : حالا اگر نمی خواندم این 4 نفر زنده بودند ؟

د: لایک به معنای نور به قبرشان ببارد : چیزی شبیه به قدیم ها که با خانواده به قبرستان می رفتیم و ادای بزرگ تر ها را در می آوردیم که با یک انگشت به گوشه ی قبر می زدند ( خوب خاطرم هست که هیچ کس با انگشت شست به قبر نمی زند که اگر این کار را می کرد بستگان مرحوم  تانکی اجاره می کردند و از روی صاحب شست رد می شدند { شست را درست نوشته ام ؟ } )

ه : لایک به معنای من لایک کرده ام ، کدام دال ، کدام مدلول ، ابله


5

اینجا دقیقا کجاست ؟ اینجا را می گویم ، اینجا می شود مرد ؟ اما قبل از مردن باید زندگی کرد ، و قبل از همه ی این غلط ها باید فهمید اینجا کجاست که در آن باید/می شود مرد یا زندگی کرد ( عطف به بند 4-ه)


82


تاملات یک باستان شناس ، روی تردمیل : پیشرفت چنان سرعتی گرفته است که تمام دستاوردها ، حتی آن چیزها که در آینده کشف یا اختراع می شوند ، جزیی از میراث اقوام بدوی محسوب می شود

 

مدیر عامل شرکت غزل سرایان ایران ، هدف این شرکت از ورود به تالار بورس را اینگونه شرح می دهد : مدیریت بهتر مخاطب ، سود و خریت بیشتر

 

خاطرات تردمیل : پیشرفت در درجا زدن است ، مقصد باعث می شود به جایی – وزن مناسب – نرسم

 

علاقه افسار گسیخته به فلیم  های مستند در عصر ما : واقعیت زیرمجموعه ای از ژانرعلمی –تخیلی محسوب میشود

 

از بازمانده های یک منطق دان : هرجور حساب می کنم ، زندگی کردن با عقل جور در نمی آید

 

استاد با افتخار از آخرین کشف اش می گوید : به لطف پیشرفت های علمی ، تنها یک مشکل است که علم قادر به رفع آن نیست ، و آن خود علم است

 

مدتهاست که زیست جهان ناممکن شده است : این ساختارهای اداری ، اجتماعی ، رسانه ها و شرایط اقتصادی هستند که فرد را زیست می کنند