چهارگزینه ای
در فیسبوک امکانی تعبیه شده که یادآور همان صورت آشنای تست های رواشناسی شخصیت و از این قبیل است . سوالاتی از قبیل " شما به کدام فیلسوف شبیه ترید " تا " آیا به دوست دخترتان خیانت می کنید ؟ " پیش از این تقریبن در اکثر نشریات چنین امتحاناتی را دیده بودیم ، هر چند با کمی تفاوت در مضمون سوالات و بالطبع نتایج آنها . در فیسبوک برخلاف پز علمی و کارشناسانه ی روانشناسی این تست ها می توانند توسط مردم عادی طراحی شوند ، که این موضوع خود اشاره ای است به پیش پا افتاده بودن این امر. شاید ساده ترین دلیل جذابیت این گونه آزمون ها همان کلمه ی آشناست : شناخت . مخاطب باید با دیدن جواب نهایی به درکی از خودش دست یابد که تا پیش از این از آن مطلع نبوده است و این شناخت تازه بی شک برایش "سودمند " و راهگشاست . بی شک چنین امری اتفاق نخواهد افتاد ، نه از این نظر که راهگشا نیست بل به این دلیل که اصلن شناختی در کار نیست . جواب ها حتا در تخصصی ترین آزمون ها نیز در ذهن خود مخاطب در جهت نیل به مورد مورد علاقه اش سمت و سو می یابند ، او از آزمون نتیجه ای را خواهد گرفت که دوست دارد . در اینجا آزمون به بازی ای شبیه می شود که دلیل اصلی انجام دادن اش رسیدن به پایان ِ دلخواه ِ شرکت کننده است . اما چنین بازی ای با پایان ِ قابل پیش بینی اش چه جذابیتی برای شرکت کنندگان دارد ؟ برخلاف تناقضی که به ظاهر وجود دارد ، نفس چنین آزمونهایی حاکی از عدم هرگونه شناخت و درک در انسان امروز نسبت به اعمال و پیامدهای آنها و همچنین نیاز به تاییدی بیرونی بر آنهاست . از آنجا که اطلاعات کسب شده از چنین آزمون هایی کاملن مخدوش ، بی پایه واساس و بیرونی و با فاصله از فرد است و مهتر از همه اینکه شناختی کاذب است ، نتیجتن سرپوشی برای هرگونه شناخت واقعی فرد از خودش و دیگری است ، خلاصه آنکه چنین شناختی عین ِ نشاختن است . فرد در درک و قضاوت درباره ی ساده ترین کنش های روزمره نیز ناتوان است ، و چنین آزمون هایی در نقش یک دیگری به تایید و ارزش گذاری عادی ترین فعالیت ها مشغول اند ، تا آن حد که رسمیت یافتن اعمال شخصی فرد منوط به هماهنگی با نتایج ِ از پیش معلوم است : من زمانی واقعن به دوست دخترم خیانت کرده ام که نتایج آزمون ، بخوانید یک دیگری ، بر این امر صحه بگذارد . بار دیگر و برخلاف آرمان های روشنگری مرجعیت اخلاقی درباره ی عادی ترین و شخصی ترین کارها و نظرات ، نه خود فرد بلکه عنصری بیرونی است . صد البته ریشه ی این امر ، تا حد زیادی در خود نفس امتحان فارغ از شکل و سوالات ریشه دارد ، آنجا که فرد خود را در معرض رویت و قضاوت قدرت قرار می دهد ، در این مورد خاص سوالات درباره ی به ظاهر مسائل شخصی و پیش پا افتاده است و نتیجتن حوزه ی قدرت نیز به درونی ترین و در عین حال پیش پا افتاده ترین عقاید و کنش ها رسوخ کرده است . در چنین آزمون هایی مورد اخلاقی پسندیده و نیک ، حتا اگر هدف تست در ظاهر نقض این موضوع باشد ، همان گزینه ی " صحیح " و " درست " است . حتا اگر نتیجه ی آزمون مشخص کند که فرد انسان دروغگویی است ( باید این احتمال را در نظر گرفت فرد از پیش بر دروغگو بودن خود آگاه بوده است ! ) همین نتیجه برای دروغگویی توجیه کننده و مشروعیت بخش است ، گویی همین در معرض قضاوت دیگری قرار گرفتن خود نوعی کیفر و کفاره ی گناهان نیز هست .