شنبه

فرد را از بینایی اش گریزی نیست ، به همین جهت هرچه می بیند را از قبل دیده است


از آرمان اش پیاده می شود ، تا بتواند واقعیت را به دوش بکشد


یکشنبه

آینده اگر آینده باشد هیچ ربطی به حال و گذشته ندارد  ، آنچه قابل حدس و پیشگویی است نوعی گذشته ی تشدید شده ، نوعی حال ِ به تاخیر افتاده است 


هرکتاب مانند شکارگاهی است که در آن فرد به کمین خودش می نشیند


دوشنبه

ای کسانی که مسافت گرفته اید ، بگویید نیست این فاصله ها که می پیمایید 


بزرگترین کابوس ، خود ِ خوابیدن است


سه شنبه

دو امدادی نسل ها ، بدون هرگونه خط پایان


شعر ، سپاسگذاری از عارضه است


چهارشنبه

اکثریت افعال انسانی چیزی نیست جز یک عذرخواهی


او خواب می بیند ، و تنها به این شکل می تواند بیدار بماند


پنجشنبه

خوابیدن : حد معینی از مرگ برای زنده بودن ضرورت دارد


مفهوم نماد بخوبی نشان می دهد که هر گونه درکی از واقعیت ، واقعیت ندارد 


جمعه

" من " ، یا همان " اجتماع ِ منحوس ِ سابق بر این ما "