بیست و نه
شنبه
فرد را از بینایی اش گریزی نیست ، به همین جهت هرچه می بیند را از قبل دیده است
از آرمان اش پیاده می شود ، تا بتواند واقعیت را به دوش بکشد
یکشنبه
آینده اگر آینده باشد هیچ ربطی به حال و گذشته ندارد ، آنچه قابل حدس و پیشگویی است نوعی گذشته ی تشدید شده ، نوعی حال ِ به تاخیر افتاده است
هرکتاب مانند شکارگاهی است که در آن فرد به کمین خودش می نشیند
دوشنبه
ای کسانی که مسافت گرفته اید ، بگویید نیست این فاصله ها که می پیمایید
بزرگترین کابوس ، خود ِ خوابیدن است
سه شنبه
دو امدادی نسل ها ، بدون هرگونه خط پایان
شعر ، سپاسگذاری از عارضه است
چهارشنبه
اکثریت افعال انسانی چیزی نیست جز یک عذرخواهی
او خواب می بیند ، و تنها به این شکل می تواند بیدار بماند
پنجشنبه
خوابیدن : حد معینی از مرگ برای زنده بودن ضرورت دارد
مفهوم نماد بخوبی نشان می دهد که هر گونه درکی از واقعیت ، واقعیت ندارد
جمعه
" من " ، یا همان " اجتماع ِ منحوس ِ سابق بر این ما "