گوشی موبایل نوکیا مدل ان نود نه تقلبی ساخت چین در همین لحظه از چهار و پنجاه و نه به پنج می پرد . از خواب می پرد . گوشی را ساکت می کند . کمی در رختخواب می ماند . با تخم هایش بازی می کند و پشم های بالای آلتش . به زن کنار دستش نگاه می کند و می گوید : نانی پاشو چایی بذار من برم
نانی انگار که هنوز در خواب است جواب می دهد :
نانی کدوم خریه ؟
فاطی بلند می شوند و کتری را روی آب می گذارد . آب جوش آمده ، مرد لباس پوشیده و آماده ی رفتن است . چای را نصفه و نیمه بالا می دهد و از خانه بیرون می زند . ده دقیقه ای تا سر اتوبان پیاده می رود و همانجا به انتظار می ایستد تا اتوبوسی رد شود . و همانجا به انتظار می ایستد تا اتوبوسی رد شود . و همانجا به انتظار می ایستد تا اتوبوسی رد شود . و همانجا به انتظار می ایستد تا اتوبوسی رد شود . و همانجا به انتظار می ایستد تا اتوبوسی رد شود . و همانجا به انتظار می ایستد تا اتوبوسی رد شود . و همانجا به انتظار می ایستد تا اتوبوسی رد شود . و همانجا به انتظار می ایستد تا اتوبوسی رد شود . و همانجا به انتظار می ایستد تا اتوبوسی رد شود . و همانجا به انتظار می ایستد تا اتوبوسی رد شود . و همانجا به انتظار می ایستد تا اتوبوسی رد شود . و همانجا به انتظار می ایستد تا اتوبوسی رد شود . و همانجا به انتظار می ایستد تا اتوبوسی رد شود . و همانجا به انتظار می ایستد تا اتوبوسی رد شود . و همانجا به انتظار می ایستد تا اتوبوسی رد شود . و همانجا به انتظار می ایستد تا اتوبوسی رد شود . و همانجا به انتظار می ایستد تا اتوبوسی رد شود . و همانجا به انتظار می ایستد تا اتوبوسی رد شود . و همانجا به انتظار می ایستد تا اتوبوسی رد شود . و همانجا به انتظار می ایستد تا اتوبوسی رد شود . و همانجا به انتظار می ایستد تا اتوبوسی رد شود . و همانجا به انتظار می ایستد تا اتوبوسی رد شود . خسته می شود و روی گارد ریل ها ی کنار اتوبان می نشیند ، چیزی نمی گذرد که اتوبوس می رسد . سوار می شود . تقریبن خالی است . راس ساعت هفت از محل سابق عوارضی رد شده است ...
****
گوشی موبایل نوکیا مدل ان نود و نه اصل از ساعت شش و پنجاه و نه به هفت می پرد . از خواب می پرد . کمی با موهای بالای آلتش بازی می کند . گوشی اش را ساکت می کند و به رو به آذین می گوید : آذین پاشو تا دیر نشده . بلند می شود و چای ساز را روشن می کند . نیم ساعت بعد هر دو سوار بر ماشین شان از خانه بیرون می زنند . آذین را روبروی موسسه ی زبان های خارجه پیاده می کند و به مسیرش ادامه می دهد . حدود هشت به میدان سوم تهرانپارس می رسد
***
ساعت آویزان شده جلوی اتوبوس هشت را نشان می دهد که در میدان سوم تهرانپارس پیاده می شود . می رود و گوشه ای به انتظار می نشیند . به انتظار می نشیند . به انتظار می نشیند . به انتظار می نشیند . به انتظار می نشیند . به انتظار می نشیند . سرانجام مردی شیشه ی ماشین را پایین می دهد تا بگوید به پنج کارگر احتیاج دارد . او را جزو پنج نفر انتخاب می کند . می گوید ماشینی اجاره کنند و دنبالش به راه بیفتند . می افتند . نیم ساعت بعد به کارگاه می رسند . تا صبحانه ای بخورند و آماده شوند نیم ساعت دیگر طول می کشد مردی که انتخابش کرده است به دیوار ی پر از کاشی اشاره می کند و به او می گوید :
این کاشیا باید تیشه ای بشن ، تیشه جواب نمیده ، اون کلنگ رو ور دار و شروع کن . این دیوار رو امروز تموم نکنی از مزد خبری نیست
اینها را می گوید و می رود در کانکسی که همان نزدیکی است
کلنگ را بر می دارد . به دیوار نگاه می کند . به فاطی که در خواب شب قبل اسمش نانی بود و بسیار زیباتر . می داند که یک روزه کار دیوار تمام نمی شود . کلنگ را کمی بالا می برد و روبروی صورتش به دیوار می کوبد . باز کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . لحظه ای می ایستد و عرق پیشانی اش را پاک می کند . دوباره کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . . کمی خستگی در می کند . مرد دوباره می آید . به دیوار نگاه می کند و در حالی که یک دستش را به کمرش زده می گوید :
سیزده بدر که نیومدی همولایتی ! بجنب بابا این طوری که پیش میری یه هفته طول میکشه . کار چند ساعته اگه لفت ندی ... گوشی اش زنگ می خورد : سلام آذین جان .... و به کانکس بر می گردد . دوباره کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . یک دیگر از آن پنج نفر سیگار می خواهد . دو نخ سیگار در می آورد و شروع می کنند به دود کردن . تمام می شود . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . ساعت یازده شده است
****
گوشی نوکیا ان نود و نه سفارشی مزین به نگین های اصل یازده را نشان می دهد . از خواب می پرد . اندام تناسلی اش در بزرگترین اندازه ی ممکن اش است . صدای ملایم موسیقی از هال شنیده می شود . کمی صبر می کند تا بخوابد . وقتی که خوابید بلند می شود و به هال می رود زنی را می بیند که رو به حیاط روی صندلی نشسته است و کتابی می خواند . به طرفش می رود :
صبح بخیر مریم جان
می بوسدش و کمی روی دسته ی صندلی کنارش به حیاط خانه نگاه می کند . ساعت دوازده شده است که از خانه بیرون می زند
***
کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد که انگار خبری می شود . می ایستد و نگاه می کند
***
ساعت یک به کارگاه می رسد ، چند مرد از درون کانکس به استقبالش می آیند . گزارش کارها را به او می دهند و دنبالش در کارگاه به راه می افتند . گشتی در کارگاه می زنند و همگی به درون کانکس بر می گردند
***
کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . ساعت مچی من هفت را نشان می دهد که دیوار تمام می شود . مرد از کانکس بیرون می آید . خسته نباشیدی می گوید و دستمزدش را می دهد . ساعت هشت شده است که به میدان سوم تهرانپارس می رسد . کلنگ را بالا می برد و به دیوار می کوبد . ساعت نه آزادی رسیده است . کلنگ را بالا می برد و به دیوار... ماشین را عوض می کند و به جاده می زند . کلنگ را بالا می برد... ساعت ده به خانه رسیده است . کلنگ را بالا... یازده می خوابند . کلنگ ...
****
یازده می خوابند . کانکس...
***
یازده می خوابند... هیچ...
***
ته قبری افتاده است . بالای قبر چند کلنگ استاده اند . کلنگ ها به جانش می افتند . فاطی جیغ می زند و خودش را روی او می اندازد . یکباره شروع می کنند به کردن . کلنگ ها همچنان تکه پاره شان می کنند . حسابی که نابود شدند کلنگ ها می روند و چند بیل رویشان خاک می ریزند . گوشی موبایل نوکیا مدل ان نود نه تقلبی ساخت چین در همین لحظه از چهار و پنجاه و نه به پنج می پرد . از خواب می پرد . ...
***
ته قبری افتاده است . پنج مرد ، کلنگ به دست بالای قبر ایستاده اند . یکباره با کلنگ ها به جانش می افتند . آذین کنار قبر ایستاده . جیغ می زند و کمک می خواهد . حسابی که نابود شد . مردها بیل می آورند و رویش خاک می ریزند و قربان صدقه ی آذین می روند . گوشی موبایل نوکیا مدل ان نود و نه اصل از ساعت شش و پنجاه و نه به هفت می پرد . از خواب می پرد ...
***
ته قبری افتاده است . پنج مریم بالای قبر ایستاده اند و به نوبت شروع می کنند به درآوردن لباهایشان . قبر را فراموش می کند و زل می زند به مریم ها . حالا همگی تنها لباس زیر به تن دارند . یکباره از شرت ها و سینه بندهایشان . کلنگ بیرون می آورند . مریم ها رفته اند و شده اند چند مرد که از کانکس بیرون آمده بودند . حسابی که نابود شد مردها خاک رویش می ریزند . گوشه ی قبر . مریم روی صندلی نشسته و چای می نوشد و به قبر نگاه می کند . لباس تنش نیست ، قبر را فراموش می کند و به مریم زل می زند . گوشی نوکیا ان نود و نه سفارشی مزین به نگین های اصل یازده را نشان می دهد . از خواب می پرد