1

آنچه امروزه ترانه خوانده می شود  بصورت شفاف عبارت است از امر شاعرانه ، هر چند شعر نیز امروزه در پروپاقرص ترین حضورهایش از این تعریف تبعیت می کند

2

امر شاعرانه به صورتی نه چندان شفاف عبارت است از کلیشه  . برخلاف آنچه همگان معتقدند یا گمان می برند که بدان عقیده دارند ، کلیشه نه تنها موردی خسته کننده نیست بلکه برای همگان از جذابیت های بسیاری برخوردار است

3

کلیشه همه جا حضور دارد ، و هر نوع حضور، بی آنکه بخواهد ، به تولد کلیشه ای می انجامد . رویت پذیر ترین وجه این حضور خود ِ زبان است

شعر ، حداقل در بهترین صورت هایش ، چیزی نیست مگر فرار از امر شاعرانه ، هر چند که خود این مطلب تا حدی از نظر تاریخی متناقض جلوه خواهد کرد چرا که هر شعر بعد از گذشت زمانی معین به امر شاعرانه تقلیل می یابد

4

کلیشه  شعری ست که تنها حضور دارد ، این حضور بی آنکه دستی در نوع ِ بودن ِ باقی بودن ها ببرد با صرف بودن اش آنها را تثبیت کرده و توجیه می کند

5

اتفاق شاعرانه چیزی نیست مگر گفتن هزارباره ی چیزی که از آغاز ارزش گفتن نداشته است ، و از این نظر شعر مبارزه با هرگونه شاعرانگی است

6

شباهت میان ترانه ، فیلم نامه ، و کتاب آموزش روابط جنسی : هر سه روی کاغذ به لعنت خدا هم نمی ارزند

7

بهترین ترانه ها شنیده نمی شوند ، و هیچ توجهی را برنمی انگیزنند  ، این یعنی پذیرفته اند که تنها شنیده شوند و نه نوشته

8

تنها حضور دال ها ، غایت هر کلیشه ای است . مگر در  علوم طبیعی ، در این  علوم  این نهایت کمال است

9

هانسلیک