تاملاتی درباره ی تالمات به خط شدن – قسمت اول
1
یک صف چیست ؟ آیا صف ها بسته می شوند ؟ هر گونه بسته شدن گونه ای صف محسوب می شود
2
شاید دنیا صحنه ی تئاتر نباشد ، اما هر نوع صف بستن نوعی نمایش است
3
یک جشن واره ، برای انتخاب بهترین صف بندی باید رژه رفت ، هرنوع مسابقه یک نوع رژه رفتن است ، نوعی صف که نمی خواهد عریان بسته شود
4
صف شیر ، صف بانک ، صف سینما ، صف رای ، صف مدرسه ، صف موزه ، به طور خلاصه : صف سربازان
5
برای چه یک صف بسته می شود ؟ چه چیز ِ به خط شدن لذت بخش است ؟ جزنیاز به انتظار . نیاز . انتظار
6
به خط شدن به رخ کشیدن نظم است ، اما این نظم برای چه کسی به رخ کشیده میشود ؟ همان کسی که به این نظم نیازی ندارد جز تامین نیازهای اعضای صف
7
جلوی مغازه ، بانک ، پای صندوق ، قبل از رفتن سر کلاس ، این رژه باید به چشم بیاید ، در این به چشم آمدن آنچه اهمیت دارد به چشم آمدن نیاز است ، شیر ، پول و الی آخر ، و از همه مهمتر ، نیاز به نشان دادن نیاز
8
همبستگی ، اتحاد ، اهداف مشترک ، صف به شدت لذت بخش است ، اما همه ی این ها زمانی حقیقت دارند که کسی به صف نگاه کند
9
چه کسی به صف نگاه می کند و نتیجتن به صف هویت می بخشد ؟ کسی که بیرون از صف ایستاده ، صف تشکیل شده تا او ببیند . او تنها باید کلیت صف را ببیند ، هر جزیی که به چشم بیاید ناکارامد است ، اجزا برای این که به چشم بیایند باید از خودشان چشم بپوشند
10
نوشتن بیرون زدن از صف مردگان است – نبوغ کافکا در این است که شرافت خودش را به دیگران بسط می دهد