تمامی ِ رمانی ناتمام با این نام : مرد ، شدن ِ یک خدمت ، کار ، مرد ، شدن یک خدمت ، کار ...و الی آخر
چپ راست چپ . چپ راست چپ . راست کرده ام وسط صف . صف یکدفعه چپ می کند و مجبور می شود یک هفته ی دیگر در اینجا بماند . اینجا به شما هیچ ربطی ندارد . راستش را بخواهید به ما هم هیچ ربطی ندارد . اما مگر می شود ایستاد ؟ چپ راست چپ . راست راست ایستاده است روبرویم و داد می زند چپ راست چپ . ایست می کشم برای موهای بلندی که پشت در جا گذاشته ام ، سمت چپ . از پنجره بالا می آید دود . یعنی بازداشتگاه به اندازه راست کرده است . چپ راست چپ . خواب می بینم ایستاده ام وسط صف . صف تلو تلو می خورد . می خورد خون ِ صف جلویی را که تند می رود . همه با صدای طبل چپ می کنند روی هم و دیدنی است طبلی که رژه می رود . هیس ، صدایت را بیاور پایینتر ، کسی نباید ذهنت را بشنود . بشنود صدایی جز چپ راست چپ . چپ راست چپ . صف لطف می کند و می رود آبی به صورتش بزند . دود بالا می آید از شلوارم . می روم آبی بزنم به موهایم که پشت در به انتظار ایستاده است . ایست را می گوید و خبردار از من نمی شود موهایت . پا می کوبم روی خودم . محکم تر . محکم تر . آخ ، کمرم . چپ راست چپ . کلمات را با شماره ی چهار تراشیده ام از روی سرم . درد نمی کند اما باید دستمالی کنم کلمه ای را که طبل بزرگ را خالی کرده است . دود ، دود بیاورید برای هواهایی که نفسم را به شماره انداخته اند . دست راستی ام می خندد و مجبور می شود بیرون بزند از صف . بیرون ِ صف رو به من می کند و می گوید چپی ِ راستی هم بیاید . راستی که بامزه است . شور می شود همین کلمه زیر دندانم . مسواک بزنید تا صف درخشان تر شود . دندان ها راس ساعت نه شب خاموش می شوند . صف دراز می کشد و زل می زند به سقف . روی سقف اما صف در حرکت است . چپ راست چپ . چپ راست چپ . ایست می کشد کسی در سرم و حالا باید بخوابم . شب چپ راست چپ ، بخیر چپ راست چپ ، فردا چپ راست چپ ، مرخصی ها چپ راست چپ . لغو چپ راست چپ . خوابش نمی برد صف . موهایش ایستاده پشت در ، هرجایی می شود اگر این وقت شب بماند آن بیرون و این داخل چپ راست چپ . بوی واکس راه می رود راست راست روی صف . صف خوابیده و رژه می رود از رویش جهانی از طبل . چ ر چ . خلاصه می کنم . خوابم نمیبرد . چ ر . صف بیدار می شود درست راس ساعت مقرر . چ . صف بلند می شود از روی طبل و بازی ادامه دارد :
روز دوم
چپ راست چپ . چپ راست چپ . راست کرده ام وسط صف . صف یکدفعه چپ می کند و مجبور می شود یک هفته ی دیگر در اینجا بماند . اینجا به شما هیچ ربطی ندارد . راستش را بخواهید به ما هم هیچ ربطی ندارد . اما مگر می شود ایستاد ؟ چپ راست چپ . راست راست ایستاده است روبرویم و داد می زند چپ راست چپ . ایست می شکم برای موهای بلندی که پشت در جا گذاشته ام ، سمت چپ . از پنجره بالا می آید دود . یعنی بازداشتگاه به اندازه ی یک گردان راست کرده است . چپ راست چپ . خواب می بینم ایستاده ام وسط صف . صف تلو تلو می خورد . می خورد خون صف جلویی را که تند می رود . همه با صدای طبل چپ می کنند روی هم و دیدنی است طبلی که رژه می رود . هیس ، صدایت را بیاور پایینتر ، کسی نباید ذهنت را بشنود . بشنود صدایی جز چپ راست چپ . چپ راست چپ . صف لطف می کند و می رود آبی به صورتش بزند . دود بالا می آید از شلوارم . می روم آبی بزنم به موهایم که پشت در به انتظار ایستاده است . ایست را می گوید و خبردار از من نمی شود موهایت . پا می کوبم روی خودم . محکم تر . محکم تر . آخ ، کمرم . چپ راست چپ . کلمات را با شماره ی چهار تراشیده ام از روی سرم . درد نمی کند اما باید دستمالی کنم کلمه ای را که طبل بزرگ را خالی کرده است . دود ، دود بیاورید برای هواهایی که نفسم را به شماره انداخته اند . راستی ام می خندد و مجبور می شود بیرون بزند از صف . بیرون ِ صف رو به من می کند و می گوید چپی ِ راستی هم بیاید . راستی که بامزه است . شور می شود همین کلمه زیر دندانم . مسواک بزنید تا صف درخشان تر شود . دندان ها راس ساعت نه شب خاموش می شوند . صف دراز می کشد و زل می زند به سقف . روی سقف اما صفدر حرکت است . چپ راست چپ . چپ راست چپ . ایست می کشد کسی در سرم و حالا باید بخوابم . شب چپ راست چپ ، بخیر چپ راست چپ ، فردا چپ راست چپ ، مرخصی ها چپ راست چپ . لغو چپ راست چپ . خوابش نمی برد صف . موهایش ایستاده پشت در ، هرجایی می شود اگر این وقت شب بماند آن بیرون و این داخل چپ راست چپ . بوی واکس راه می رود راست راست روی صف . صف خوابیده و رژه می رود از رویش جهانی از طبل . چ ر چ . خلاصه می کنم . خوابم نمیبرد . چ ر . صف بیدار می شود درست راس ساعت مقرر . چ . صف بلند می شود از روی طبل و بازی ادامه دارد :
روز سوم
چپ راست چپ . چپ راست چپ . راست کرده ام وسط صف . صف یکدفعه چپ می کند و مجبور می شود یک هفته ی دیگر در اینجا بماند . اینجا به شما هیچ ربطی ندارد . راستش را بخواهید به ما هم هیچ ربطی ندارد . اما مگر می شود ایستاد ؟ چپ راست چپ . راست راست ایستاده است روبرویم و داد می زند چپ راست چپ . ایست می شکم برای موهای بلندی که پشت در جا گذاشته ام ، سمت چپ . از پنجره بالا می آید دود . یعنی بازداشتگاه به اندازه ی یک گردان راست کرده است . چپ راست چپ . خواب می بینم ایستاده ام وسط صف . صف تلو تلو می خورد . می خورد خون صف جلویی را که تند می رود . همه با صدای طبل چپ می کنند روی هم و دیدنی است طبلی که رژه می رود . هیس ، صدایت را بیاور پایینتر ، کسی نباید ذهنت را بشنود . بشنود صدایی جز چپ راست چپ . چپ راست چپ . صف لطف می کند و می رود آبی به صورتش بزند . دود بالا می آید از شلوارم . می روم آبی بزنم به موهایم که پشت در به انتظار ایستاده است . ایست را می گوید و خبردار از من نمی شود موهایت . پا می کوبم روی خودم . محکم تر . محکم تر . آخ ، کمرم . چپ راست چپ . کلمات را با شماره ی چهار تراشیده ام از روی سرم . درد نمی کند اما باید دستمالی کنم کلمه ای را که طبل بزرگ را خالی کرده است . دود ، دود بیاورید برای هواهایی که نفسم را به شماره انداخته اند . راستی ام می خندد و مجبور می شود بیرون بزند از صف . بیرون ِ صف رو به من می کند و می گوید چپی ِ راستی هم بیاید . راستی که بامزه است . شور می شود همین کلمه زیر دندانم . مسواک بزنید تا صف درخشان تر شود . دندان ها راس ساعت نه شب خاموش می شوند . صف دراز می کشد و زل می زند به سقف . روی سقف اما صفدر حرکت است . چپ راست چپ . چپ راست چپ . ایست می کشد کسی در سرم و حالا باید بخوابم . شب چپ راست چپ ، بخیر چپ راست چپ ، فردا چپ راست چپ ، مرخصی ها چپ راست چپ . لغو چپ راست چپ . خوابش نمی برد صف . موهایش ایستاده پشت در ، هرجایی می شود اگر این وقت شب بماند آن بیرون و این داخل چپ راست چپ . بوی واکس راه می رود راست راست روی صف . صف خوابیده و رژه می رود از رویش جهانی از طبل . چ ر چ . خلاصه می کنم . خوابم نمیبرد . چ ر . صف بیدار می شود درست راس ساعت مقرر . چ . صف بلند می شود از روی طبل و بازی ادامه دارد :
....
روز شصتم
....
: