ایستگاه مترو و ویمبلدونی به اندازه ی کف دست
هنری لوفور از لحظه هایی به عنوان مفری انقلابی یاد می کند ، وضعیتی که در آن بنا به حالات شخصی و روحی هر فرد وضعیتی غیر معمولی بر فرد حادث می شود و " ورای حالات عادی و تجربی فعالیت های معمول به دریافت ناگهانی میرسد " (2) . این حالت را می توان با الهام شاعرانه همانند کرد ، آن جا که سطر اول که هدیه ی خدایان است به نویسنده الهام می شود . شناور شدن در دنیایی غیر اینجایی و موهوم ، گسستن از زندگی عادی و به تعبیر بکت تلاش برای برای امکان پذیر شدن : " لحظه هایی هست ، مثل اینکه به نظر می رسد کمابیش به جرگه ی امکان پذیر ها برگشته ام " (3) . چنین لحظاتی سود آور به نظر نمی رسند و شاید همین موضوع آنها را فراتر از روزمرگی های عادی نشان می دهد ، روزمرگی هایی که در جزیی ترین عاداتش بیاد برحسب میزان سود ارزش گذاری شوند ، کایزر شوزه ای همه جا حاضر ، بر همه کس حاکم و خدا-شیطانی است که از آسمانها به زمین آمده . تنها بر حسب همین امر کایزرشوزه است . چنین لحظاتی با توجه به اینکه از قوانین دیکته شده بر جامعه تبعیت نمی کنند وجهی انقلابی در خود دارند ، این طغیان حتا در یک لحظه وجود امکانی فرای زندگی معمولی را اثبات می کند ، این باور که زندگی عادی جایگزین دیگری نمی تواند داشته باشد و بدیلی برایش وجود ندارد برای چند لحظه فرو می ریزد و در جهانی که همه همان هستند که مجبور اند باشند رویای امکان پذیر شدن هر چه قدر هم کوتاه به واقعیت تبدیل می شود
در لحظه فرد فرصتی برای استراحت پیدا می کند و می تواند برا ی مدتی از قطار پرشتاب پیشرفت پیدا شود و مناظر اطرافش را نظاره کند ، قطاری که مقصدی ندارد و تمام حیثیت اش به شتابی است که هر لحظه باید سریعتر از قبل باشد . در چنین لحظه ای فرد دیگر خودش را جزیی از همهمه نمی داند : " کاری را که همه کس می کند کار شاعر نیست ، آن کار همگان است " (4)
اما دیگر همین حد احساس آزادی نیز مخرب است و می تواند درونی فرد شود پس سعی می شود با چیزهایی اینجایی و سود آور جایگزین شود : جدول ، بازی های موبایل و تمام آنچه سرگرمی نامیده می شود ، حتا موزیک پلیرهای کوچکی که همه جا همراه افراد است . سرگرمی به معنای عام اش چیزی نیست جز کشتن لحظاتی که می توانند انسانی باشند و بی دلیل نیست که چنین لحظاتی در جوامع عمیقن غیر انسانی امروز تحمل نمی شوند ، سرگرمی قرار است تمام فرصت های کوتاه برای کنده شدن از زمین را برای آنها که سهمی از این زمین ندارند را از بین ببرد و صد البته دلایل موجهی برای این اتفاق دارد . جدول ، اطلاعات عمومی را افزایش می دهد ، موزیک پیلر ها به ما این امکان را می دهند که " هنر " موسیقی همه جا همراه مان باشد ، هنری که از لباس خواننده اش تا مارک سازهای مورد استفاده تمامن توسط کمپانی های موسیقی تعیین می شوند . بازیهای موجود در گوشی موبایل متنوع ، همگانی و برای همه قابل فهم است و همان چیزهایی است که همگان اگر نمی توانند در واقعیت به آنها دست یابند اما می توانند در ابعادی کوچک تر از آن لذت ببرند . ویمبلدونی به اندازه ی کف دست یا کنترل اسکیت بوردی در کوه های آلپ . اگر نمی توانند در اقتصاد آزاد که تمام آزادی اش در دست چند شرکت خاص است رقابت کنند در این بازی ها می شود با خود یا اطرافیان رقابت کرد ، اطرافیانی که تنها آنها هستند که قابل رقابت نیستند . در این بازیها واقعیتی که از آن ما نیست و زندگی دیگران محسوب می شود به صورتی انتزاعی از آن فرد می شود . حالا من فدرر هستم ، حالا بکهام ، حالا پلیسی که در فیلم شب قبل دیده ام ، و تنها آنچه نیستم خودم است . من می توانم درگوشی همراهم یا در کنسول بازی آنها باشم ، و این برای آنها نیز بیش از پیش سود آور است ، هزاران هزار رونالدو در جهان مشغول چریدن یک رونالدو هستند و به سود آوری آن مرتع اصلی که صنعت فوتبال است کمک می کنند . انسان حیوانی است که واقعیت چند ابر انسان را تخیل می کند . فرد باید حتا در فراغتش به دیگران یار ی ( سود ) برساند و این مذهب همگان شده است آنهم درجهانی که لائیک بودن خود را پیراهن عثمان کرده است . " انبوه خدایان خانگی " ( 5) تنها فرمانشان همین است : ما خدا نیستیم ، اما شما بنده ی مایید . بت پرستی سوپر مدرن آنقدر همه جایی است که به نظر نمی رسد وجود دارد
افسوس جایگزین شدن روزمره به جای لحظه بیش از آنکه افسوسی برای هنر باشد افسوسی برای انسان است ، لحظه باید دوباره کشف شود ، در ایستگاه مترو ، در یک اتوبوس یاهر جای دیگر و در میان انبوه آدمیان می توان تفکر اصیلی را بازیابی کرد که برای ماست و نه برای منفعت دیگران ، این تنها چیزی است که می توانم بی ذره ای عذاب وجدان مالکش باشم :" هنگامه ای از لحظه ها " (6) . نیما به درستی اشاره کرده است : " مثل من بپردازید به محو کردن و اصلاح بعضی شعر ها که تا کنون گفته اید . ولو هر قدر زیبا باشند ، از آنها چشم بپوشید " (7) . آنچه ما تجربه می کنیم شعر نیست ، اما می تواند زندگی ما باشد
1- مظنونین هیشگی – فیلم نامه – کریستوفر مک کواری – ترجمه ی بابک تورانی – نشر ساقی – چاپ اول هزار و سیصد و هفتاد و هشت – صفحه ی هفتاد و هشت
2-تروریسم و زندگی روزمره – هنری لوفور – ترجمه ی امیر هوشنگ افتخاری راد – نشر فرهنگ صبا چاپ اول هزار و سیصد و هفتاد و هشت صفحه ی صد و شصت و شش
3- متن هایی برای هیچ – ساموئل بکت – ترجمه ی علی رضا طاهری عراقی – نشر نی چاپ سوم هزار و سیصد و هشتاد و شش – صفحه ی بیست و هشت
4-نامه های نیما – تنظیم و بازنویسی شراگیم یوشیج – نشر نگاه – چاپ اول هزار و سیصد و هفتاد و شش – صفحه ی چهار صد وهشتاد و هفت
5- متن هایی برای هیچ – صفحه ی نه
6-متن هایی برای هیچ – صفحه ی چهل و چهار
7- نامه های نیما – صفحه ی سیصد و هشتاد و دو