0

توی جمع خوارم کن ، کنج خلا ماچم کن . در ولنتاین با خلاف این ضرب المثل  مواجهیم

1

کلیشه ای در فیلم های کمدی- رمانتیک هالیوودی وجود دارد ، در ابتدا دختر و پسر با هم آشنا می شوند ، سپس در طول فیلم اختلافات و مشکلاتی بروز می کند ، سپس در انتها دختر و پسر بهم می رسند و یکی از آن دو عشقش را به آن یکی ابراز می کند . این ابراز عشق معمولن برخلاف مشکلات و اختلافات قبلی ِ پیش آمده در جمع رخ می دهد ، گویی عده ای باید شاهد وجود این احساسات باشد ، چنین مکان اجتماعی ای در بسیاری از این فیلم ها فرودگاه است . در اینجا هم  اتفاقی برخلاف ضرب المثل قسمت اول رخ می دهد : توی خلا خوارم کن ، توی جمع ماچم کن

2

در تقویم مناسبت های مختلف در روزهای خاصی تجسد می یابند ، روز کارگر ، روز عشاق ، روز آزادی ، و حتی  روز ملی شدن صنعت نفت ، این تفاوت در نامگذاری روزها نباید ما را به اشتباه بیندازد ، تمام این صفات وطبقات  در یک نکته با هم مشترکند : آنها به تاریخ تعلق دارند ، آنها چیزی منقرض شده ، باستانی و بدون حضور در اکنون هستند ، چنین روزهایی بجای آنکه پاسداری  و زنده کردن دوباره ی  میراثی قدیمی باشند در حکم موزه ای برایشان هستند

3

کادوهای ولنتاین : روز بنجل فروشی ، روز بازیافت تمام چیزهای بدردنخور. آنها عینیت یافتن توهمی ذهنی هستند  به قول شیمبورسکا ، اگر اشتباه نکرده باشم ، عشق واقعی در هر قرن یک یا دو بار رخ می دهد . چیزی که درون انسان ها وجود ندارد در این روز به شکل خرس ، قلب و عروسک هایی دیگر بروز بیرونی می یابد . توهم حضور چیره می شود . قلبی که در سینه نمی تپد اما به رنگ قرمز خوشایندش به شریک تقدیم می شود . از این رو ولنتاین ایدئولوژی کاذب احساسات است . نام کتاب  فلوبر  تربیت احساسات بود  . امروز بحث بر سر مدیریت آن است

4

یکسان سازی پیروزی اصلیش را نه در تلویزیون ، نه در پوشاک ونه در موسیقی ، بلکه در چنین روزی احساس می کند ، گویی همگان تکثیر یک زوج آرمانی هستند ، با همان رفتاری که از فیلم ها و تلویزیون  آموخته اند ، با همان هدایایی که همه جا به یک شکل در دسترس است ، کلیتی کاذب که حقیقی می شود . اصالت مصرف در احساسات نیز خودش را نشان می دهد . عشق به اتفاقی  اجتماعی ، عینی و پفکی تبدیل می شود .

5

سپندارمزگان : بسیاری در به در یافتن الگویی ایرانی برای این روز بوده اند و آن را یافته اند : ما در گذشته ی پربارمان چنین روزی را قبل از دیگران داشته ایم . کمتر پدیده ی غیر اینجایی است که برای توجیح اش عده ای دنبال یافتن ما به ازای ایرانی یا اسلامی اش نباشند .  هویت بخشیدن به اتفاقی ذاتن بی هویت . احمدی نژاد ظهور چنین تفکری در سیاست است

6

درباره ی رنگ ها : قرمز در چنین روزی مسلط است . در تقویم های بسیاری روزهای تعطیل را با رنگ قرمز مشخصی می کنند و روز های غیر تعطیل را بارنگ آبی . ولنتاین روزی آبی است اما  جایی برای استقلال کسی باقی نمی گذارد .  

۷

 بازگشت به قسمت اول : این عمومیت یافتن موضوعی خصوصی ، همه گیر شدن امری استثنایی و عینیت یافتن ذهنیت ها  نتیجه ی نهایی اش را در زبان فارسی بهتر نشان می دهد : خلاء . قسمت آخر چون عربی است حذف میشود : خلا ، سوراخ توالت یا حفره ای درون  روان آدمی ؟