من پاهایم را به شرق دراز کرده ام تا آبله هایم طلوع کند
اول
امروز دوم خرداد است . هفته ی گذشته کتاب دیدن از بیژن الهی را خواندم . سه روز طول کشید . معمولا کتابهایی با این حجم برای من یکروز طول می کشند . خواندن اینگونه اشعار در دوران ما سخت است . چند ماه قبل بود که بیژن الهی یکدفعه مطرح شد ( از لغت مد به عمد استفاده نمی کنم ) و در بین دوستان چند سطری از الهی شنیده بودم . و خوب بود
دو
شعر حجم ، یا آنچه تحت این عنوان قرار می گیرد ( و اگر بیژن الهی ذیل آن قرار بگیرد ) مورد پسند من نیست . به نظر من این شعر زیادی بورژوایی است . شعر آدم حسابی هاست ، یا کسانی که می خواهند آدم حسابی به نظر بیایند ، و تقریبا اکثریت جامعه امروز این صفت را دارند . لفظ حساب در اینجا بسیار گویاست چرا که یادآور ریاضیات و حساب و کتاب است . در جهان امروز بیشتر از تمام دوران ها واژه ها تخصصی شده اند و استفاده از آنها نشاندهنده ی شغل ، مرتبه و جایگاه متکلم است . و در شعر حجم به نظر می رسد کلمات با دقت و تخصص و تیزبینی انتخاب می شوند تا دارای بیشترین حجم باشند .
البته این باعث نمی شود تا شعرهای فوق العاده این ژانر را نادیده بگیریم ( که کم هم نیست ) کتاب دیدن هم چند شعر فوق العاده دارد
سه
. شاید جذابیت شعر هم در همین باشد . به تک تک ما شخصیتی و هویتی تحمیل شده است که تخطی از آن بسیار سخت به نظر می رسد . ما موظیم خودمان باشیم . شعر( هنر ) زمین بازی بزرگی است که در آن راحت تر جست و خیز می کنیم ( مشکل حجم هم تا حدی برای من همین است : راحت نیست ) فلسفه هم برای من چنین ویژگی ای دارد . هر چند امروزه هنر این راحتی را از ما دریغ می کند و با حجم متنابهی مهندس و دکتر هنر طرف هستیم که حرف ، حرف آنان است
چهار
حسابی ترین قسمت کتاب ، فصلی است که چند تذکار نام گرفته است و مولف کوشیده است به شاگردان/ مخاطبانش رسم الخط فارسی ، رسم الخط خودش را بیاموزد . این فصل چنین شروع می شود : شیوه ی برش مصرع ها از روی هوای دل نبوده است . به شیوه ای مذهبی و متافیزیکی ، مولف اعتقاد دارد تنها یک شیوه ی حقیقی ، سالم ، درست و حسابی برای خواندن و نوشتن وجود دارد . اگر با متنی علمی در دانشکده ی ادبیات مواجه بودیم اشکالی نداشت . اما استاد ! ( خدایش بیامرزد ) این شعر است و من ِ مخاطب حق دارم تا هر جور دلم بخواهد آن را کج و راست کنم
اما اشکالی ندارد ، چند تایی از این شعر ها حرف ندارند و با دخل و تصرفی در سطری از مرحوم الهی می توان گفت : خدای ادبیات ، بی رحمانه ، بخشنده است