76 - آموزه های یک اسباب کشی
هیچ کس دقیقا نمی داند خودش را کدام گوشه و پشت کدام خرت و پرت ها پنهان کرده است
از یک جایی به بعد ، این اشیا هستند که مالکیت صاحب شان را بر عهده گرفته اند
مالکیتِ اینها خفه ام کرده است ( آنقدر که مرا در تملک دارند ) باید جایی برای نفس کشیدن باز کنم -دیالوگ با سمسار
جمع کردن اشیا ، مخفی کردن خود است
خیلی چیزها گم می شود ، خوشبختانه ، تا جایی برای پیدا کردن بسیاری چیزهای دیگر باز شود
آیا اسباب کشی امکانپذیر است ؟ من کی می تواند از خودش کوچ کند ؟ از جامعه به تیمارستان : شاید این تنها شکل صحیح اسباب کشی باشد
آنچه یک اسباب کشی را هیجان انگیز می کند ، امکان پذیر نبودن اسباب کشی است . برخی چیزها هیچگاه جایشان را عوض نمی کنند - در ستایش کوچ نشینی
این اشیای مخفی شده در ذهن هستند که اشیای واقعی را بهانه می کنند و به سمسار سپرده می شوند
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۲/۰۶/۰۱ ساعت 11:56 توسط علی
|