فکر می کند با این طرز رفتار دارد خودش را مخفی می کند . برعکس ، او به بدترین شیوه ی ممکن مشغول آشکار کردن است. آشکار کردن آن وجوهی از خودش که خودش هم از آنها بی خبر است 


فرد تنها می تواند همه چیز ِ خود را هدیه کند(چرا ؟) . در غیر این صورت آنچه فرد به عنوان هدیه به دیگری می دهد نوعی عذر خواهی است : ببخشید که نمی توانم همه چیز ِ خود را به تو هدیه کنم ، به نظر می رسد همه چیز ِ من پیش من نیست ، خودت را دقیق بگرد ، پیش تو جا نمانده است ؟ اینگونه ، هدیه ، نوعی اعتراف است : قسمت هایی از  من در تو به سر می برد 


بزرگترین کاشف قرن هنگام دریافت جایزه اش ( قرص هایش را فراموش کرده است بخورد ) : هیچ چیز آشکار نمی شود ، تنها همه چیز مبتذل تر می شود 


نقد اجتماعی زمانی درست خواهد بود که در تک تک ِ سطرهایش این جمله را در نظر داشته باشد : آنها چاره ای ندارند 


یکی از مشکلات آزادی همواره این بوده است که طرفدارانش بیشتر از مخالفانش از آزادی برخوردار بوده اند . این نکته آزادی را ترحم برانگیز می کند


دهاتی می نگرد : در روستا ، چند نفر بودیم در یک آبادی . در این کلانشهر ، هر نفر یک روستاست ، بدون هر گونه آبادی 


باید به گذشته پرداخت . اما نه به این خاطر که دوباره تکرار می شود ، به این دلیل که گذشته ناتوان از گذشتن است ، گذشته برای گذر نیازمند ِ کمک ِ اکنونیان است