56
از احساسات اش کنار می کشد : نه جناب رییس ، این آقا یا خانم را تا به حال ندیده ام
امیدواری تنها در محدوده ی آنچه از پیش مانده است رخ می دهد . امیدواری ارتجاعی است . نا امیدی عدم کفایت آنچه هست و تلاش ، ولو ناکام ، برای انکار اش است ، نا امیدی انقلابی است
امروزه زندگی کردن قداست عجیبی یافته است و افراد هرچه بیشتر خودشان را جر می دهند تا آن را تجربه کنند . همین نشان می دهد که زندگی کردن مانند باقی مفاهیم قدسی در هاله ای از ابهام - اگرنه بی معنایی - فرو رفته است
تجاهل العارف دیگر نه یک تکنیک شاعرانه که به قاعده ی مرسوم جامعه تبدیل شده است
برای برخی در برخی مواقع ، قضیه کاملا برعکس است : این بیداری است که خستگی ناشی از خواب ها را کم می کند
دهان دره : دهانش را تا حد ممکن باز می کند ، چند لحظه بعد از خمیازه : کسالت آور است ، این که نمی توانم از خودی که برایم تدارک دیده شده است بیرون بزنم
طبیعی بودن تبدیل به یک فضیلت شده است ، درست در زمانی که بزرگترین افتخار بشر چیرگی بر طبیعت است . طبیعت انسان چیزی فراتر از انسان بودن است ؟