تجملات تنها به درد دیده شدن می خورد . می توان نتیجه گرفت بالاترین تجمل در دیدرس بودن ؟


او زندانی تمام عیار است : در تک تک سلول هایش کسی غیر از خودش مشغول حبس کشیدن است 


برد پدیده ای اجتماعی است ، تنها شکست است که به فرد وفادار می ماند 


دلیل یک دانشمند برای منفجر کردن آزمایشگاهش : می ترسیدم همین روزها به کشف خودم نائل شوم 


او دیوانه است : آنقدر عقل ندارد که بتواند بدون کمک ِ دیگران خودش را به بند بکشد 


بیمار : چند سالی است که خواب می بینم یک شولت کاپریس من را زیر میگیرد . روانشناس : مثبت فکر کنید . این مدل ماشین دیگر خیابان ها اجازه ی تردد ندارد . شما برای مردن باید به عقب برگردید


از احساسات اش پیاده می شود : با این قراضه به جز خودم به هیچ جای دیگری نمی رسم