ناتوانی هایش را زیر بغل زده است ، خطاب به مامور دارایی : اینها نیز مشمول قانون می شوند ؟


پیامبری دیوانه در میدان اصلی قرن ( آنچنان به چشم نمی آید ) : مراقب چیزی که به آن خیره شده اید باشید . این عمیق ترین شکل چشم پوشی است


تهیه کننده ی برنامه ی " هنر و حقوق بشر " در حال بازدید از ویرانه های جنگ : زیباست ، وحشیانه است ، زیباست ، این جنایتی است علیه بشریت ، زیباست ، از این قساوت چند صد ساعتی برنامه ی تلویزیونی در می آید


خطاب به امروزش می گوید : دیرآمدی دوست من ، اما اشکالی ندارد . از کدام طرف برگردیم بهتر است ؟


فاکنر در داستانی دهاتی ها را اینگونه توصیف می کند : نمی دانند چه می خواهند ، وقتی هم می دانند نمی توانند آن را بیان کنند .

از این نظر ، بی شک در عصر ما دهکده ی جهانی حقیقتی غیر قابل کتمان است


ما ، رقم ( می خواسته است بگوید رمق ) های آخر زبانیم ، پانتومیمی که او روبروی آینه اجرا می کند - یادداشت یک ناشناس پیش از خودکشی اش ( جسد همچنان مجهول الهویه است )


از امنیت و رفاه لازم برای نوع دوستی بهره مند است . امنیت و رفاهی که به قیمت فلاکت اکثریت همنوعان به دست آمده است