مجوز
روبروی این میز
لابه لای این اوراق
لبالب از خودم هستم اما
این طور که می گویند
به این زودی ها تعبیر نمی شوم
خواب هایی که برای هم دیده ایم
از بیداری ام کنار نمی کشند
مانده ام مستاصل
میان این شهر و
راه هایی که به تو ختم می شوند
روبروی این میز :
قرار است با امضایی
تکه ای از من تحقق یابد
فردا اگر به موقع بیایم
می توانم قسمتی از تو را نیز
از این اداره بیرون بکشم
برای مردن در کنار هم
چاره ای نداریم جز امیدوار بودن
به بازگشت آقای مدیر از مسافرت
به موقع
طبق تاریخی که خودشان اعلام کرده اند
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۱/۰۸/۲۸ ساعت 14:8 توسط علی
|