در چنین جوامع خفه ای ، هنرمند ترجیح می دهد همان وظیفه ای را بر عهده بگیرد که قناری ِ در معدن برای معدنچیان دارد


اندام اش شبیه آمریکاست : آنقدر دورافتاده است که مرکز جهان به نظر می آید


کارمندترین کارمند مریض می شود و مجبور می شود یک هفته مرخصی بگیرد : جسم اش از بی شهامتی او انتقام گرفته است


میهن ، پرسود ترین کالایی است که می توان وارد کرد


امروزه افراد با خودشان درددل می کنند و با دیگران مجادله ، آنچه به یک جامعه تشخص می بخشد درست عکس این قاعده است


حیوانات خطاب به نوح ، در حین پیاده کردن اش : زبان به زحمت اش نمی ارزد


جایی که ثروت فضیلت است ، فقر به نبوغ نهفته در خودش آگاه نمی شود