او زن ستیز است ، یعنی از مردانگی ای که در آن غوطه می خورد دل پری دارد


از آموزه های یک درخت : برای عروج ، باید در زمینی بارور ریشه کرد


زمان ، بنا به ماهیت اش ، از اساس مفهومی تلف شده است


درخشندگی بیش از اندازه ، بیشتر از اشیا ، سایه ی آنها را برجسته می کند


او مرد عمل است : حرارت را نمی فهمد ، تنها از پس عرق کردن برمی آید


کار مفید یک افسانه است . هیچ کاری مفید نیست ، بخصوص هیچ کاری نکردن


او با همه متفاوت است ، بیشتر از همه با خودش