یک کوچه ی بن بست در خودش را مخاطب قرار می دهد : برای تو یک نام کفایت نمی کند 


به خواب رفته است ، و راه برگشت را به خاطر نمی آورد - یک نوشته برای چند سنگ قبر 


در ادبیات آنچه مایه ی خجالت است ، نه سرقت ، بلکه پاکنویس کردن است 


کنارم بمان ، در غیاب تو به شدت خودم هستم - در ستایش یک واقعا رابطه 


از غریبه ها خوشش نمی آید ، به همین دلیل در خانه اش آینه ای وجود ندارد


به سبک و سیاق اتومبیل ها ، بهتر نیست بجای نام خانوادگی از لفظ " مدل " استفاده شود ؟


تاریکی که ترسناک نیست ، این بینایی است که بینایی ام را می زند - از مکاشفات یک روشن دل