آنقدر مرده است که جان می دهد برای زیستن 


تفکر انتزاعی یا یک همانگویی است ( تفکر تفکر است ) و یا امکان پذیر نیست


شعر نوعی نبودن است ، و بدین سان حقارت بودن را کاهش می دهد


برای بهبود ، برایش خودش را تجویز کرده اند


اسم سبک مورد علاقه اش در خودکشی را گذاشته است : عشق درمانی


او تا به حال کتاب های زیادی به دست گرفته است ، اما تنها روی معدودی از آنها پافشاری کرده است 


من همیشه به چیزی مفتخر است که بیرون از من ایستاده است . این تناقضی است که در ذات مفتخر بودن ریشه دارد