19
او هیچوقت بچه نبوده است ، بنابراین هرگز بزرگ نمی شود
با چشم باز فکر می کند و با چشمان بسته خیال می بافد که : افکارم واقعی اند
او آزاد است ، یعنی از خودش طفره می رود
هر شب با چنین جمله ای به بستر می رود : مرد نیستم اگر فردا صبح از یک دنده ات خلق نشوم
خودشیفتگی ، شکل مرسوم و محبوب از خود بیگانگی است
کسانی هستند که در خودشان به پایان می رسند ، اما او به خودش به عنوان نقطه ی شروع نگاه می کند
" من با چیزی زنده ام که دیگران از آن می میرند " - میکل آنژ امروزه اگر زنده بود برعکس چنین جمله ای را می گفت
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۰/۱۱/۲۰ ساعت 16:7 توسط علی
|