روزها ژست جاودانگی می گیرد ، شب ها اما برای استراحت ، قبر را ترجیح می دهد


فکر می کند فلان چیز با ارزش است چون برایش زحمت کشیده است ، اما تنها زحمت کشیده تا فلان چیز  به نظرش با ارزش بیاید


بیایید منسجم و متحد باشیم - هر صبح قبل از برخاستن این را به خودش می گوید


او درددل می کند : دیشب خواب دیدم زنده ام


آنقدر با همه صمیمی است که با خودش تنهاست


دندان ِ خندیدن ندارد


محل سکونت : گوگل ترنسلیت