سیاست سرگرمی – دو
تقریبا تمام ایرادات و انتقادهایی که به شبکه ی تلویزیونی فارسی وان وارد می شود درست به نظر می آید . از وابستگی به سرویس های جاسوسی بیگانه تا تلاش برای نابودی ارکان خانواده ، سطح ِ پایین برنامه ها و توهین به مخاطبان و در نهایت بی ارزش بودن آنها. تقریبا تمام این ایرادات وانتقادات در یک نکته متفق القول اند ، اینکه برنامه های این شبکه " مبتذل " هستند . چنین حجمی از مخالفت با فارسی وان البته نمایشگر ِ محبوبیت اش نیز هست ، چرا که اگر چنین شبکه ای نادیده گرفته می شد طبعا چنین حجمی از توجه سلبی را نیز برنمی انگیخت ، صد البته آنچه پایین بودن ِ سطح برنامه ها خوانده می شود در کشف ِ کم و بیش سریع ِ این ابتذال موثر است . اگر این سخن از کلود لوی استروس را بپذیریم که " در پس هر معنایی یاوه ای نهفته است " می توان نتیجه گرفت که حداقل در این بحث ، عکس این قضیه نیز صادق است . یاوه ای چون فارسی وان همانقدر سرشار از معناست که هر شکل مرسومی ازابتذال . اما این ابتذال در کجا ریشه دارد ؟
رامین جهانبگلو "ابتذال" را " شکل ِ فکر نشده ی واقعیت " تعریف می کند . این تعریف فرض می کند که اشکال دیگری نیز برای واقعیت می تواند وجود داشته باشد ، و البته آن شکل از واقعیت که " فکر شده " باشد از ابتذال مصون می ماند . خوش باوری نهفته در این تعریف ، قابل احترام است اما باید پذیرفت که " واقعیت " ندارد . آنچه واقعیت دارد نمی تواند فکر شده باشد . اگر هم واقعیتی در ابتدا در تفکر ریشه داشته باشد، به سبب ادامه یافتن اش در حیطه ی واقعیت و حیات آن تفکر در واقعیت کافی است تا تفکر به ضد خود تبدیل شود . تفکر ، بنا به هر تعریفی از تفکر ، همیشه ناچار می شود که واقعیت ِ خود را انکار کند و سعی دارد تا از آن فراتر برود . همانقدر که واقعیت تلاش دارد تا خود را موضوع و نتیجه ی تفکر جا بزند ، تفکر نیز کوشش می کند تا در غیر واقعی ترین اشکال ِ واقعیت مستقر شود . بنابراین و بر اساس تعریف ذکر شده ، شبکه ای مثل فارسی وان نمی تواند مبتذل باشد ، و اگر فارسی وان مبتذل به نظر می آید ایراد نه از این شبکه ، بلکه از واقعیت است ، و ابتذالی که متهم به آن می شود به خاطر سطح ِ پایین ِ محتوای برنامه ها نیست ، بلکه در نفس ِ برنامه ساختن و برنامه ریزی ریشه دارد .
این شبکه چیزی نیست جز وسیله ای برای سرگرم ساختن مخاطب ، و سرگرمی همانطور که از معنای تحت الفظی آن در زبان فارسی بر می آید همیشه خود را در تقابل با اندیشیدن تعریف می کند ، چرا که فرض شده است مخاطبین در زندگی روزمره و فعالیت های اجتماعی خود هر لحظه در تقلای تفکر هستند و بد نیست تا گهگاه کمی استراحت کنند و سرشان به چیزی دیگر گرم باشد . مفهوم سرگرمی البته این را نیز در خود دارد که فعالیت های روزمره ی فرد ناشی از ناچاری و بر خلاف میل اش انجام می پذیرد ، و او برای تسکین خود و دوری از چنین شیوه ای از بردگی – که زندگی نامیده می شود – نیاز به فاصله گرفتن از واقعیت زندگی دارد و این فاصله با انواع و اقسام ِ بی پایان ِ سرگرم سازی تحقق می یابد . سرگرمی به سبب همین ادعا به ضد خود بدل می شود . فاصله ی ایجاد شده توسط سرگرمی واقعیت را به منظره ای برای تماشا بدل می کند . این منظره مانند یک تابلوی نقاشی ِ منظره در موزه ای با شکوه است . حتا اگر هولناک باشد تماشاچی در جایی محفوظ - و نه در دل اثر - قرار دارد و همین کافی است تا ترس ناشی از تابلو به هیجان تبدیل شود . مخاطب این تابلوی نقاشی هنگام بازگشت به اثر آن را نه مثل قبل هولناک ، بلکه دلپذیر می یابد . مضمون و محتوای سرگرمی در برابر شکل ِ ذاتی سرگرمی چندان اهمیت ندارد . از این نظر میان فارسی وان و فلان شبکه ی فرانسوی که خود را با محتوا و " هنری " جا می زند تفاوتی وجود ندارد . تعقیب کردن خیانت ها و روابط ِ میان شخصیت های فلان سریال ِ فارسی وان - این پینگ پنگ های جسمی و عاطفی گاه آنچنان متعدد است که مخاطب بعد از چند قسمت مجبور می شود نموداری رسم کند و تلاش کند تا یادش بماند که حالا در فلان تخت چه کسانی " اقامت " دارند – ماهیتن تفاوتی با تماشای جشنواره ی موسیقی کلاسیک در بی بی سی ندارد . مهم نیست در این موزه سرمان به کدام تابلو گرم است ، ابتذال در اینجا در نفس ِ تماشا ریشه دارد . بنیامین برای توضیح نحوه ی کنش واقعی مخاطب با اثر هنری از یک نقاش چینی مثال می آورد که پس از خلق یک اثر ، آن را می بلعید . به لطف ِ تقلیل هنر به سرگرمی امروزه کافی است تا از هنر لذت ببریم ، اما در رابطه ی میان زندگی عادی و سرگرمی ، قرار است سرگرمی ، اشتیاق مان را برای بلعیدن واقعیت روزمره بیش از پیش تقویت کند .
شاید باید گزاره ی ذکر شده – ابتذال شکل فکر نشده ی واقعیت است - را این گونه جراحی کرد : سرگرمی شکل فکر نشده ی ابتذال است . مضامین برخی برنامه های این شبکه به تعبیر برخی تلاش دارد تا " ارکان خانواده " را " سست " کند . به خصوص امروزه که تشکیل خانواده بیش از پیش و برخلاف ادعا های همیشگی شاخه ای از فعالیت های اقتصادی به حساب می آید ، این سستی امری حیاتی برای خانواده محسوب می شود ، همانطور که ریسک پذیری در فعالیت های تجاری بدیهی شمرده می شود و همانطور که پس از خنثا شدن مفهوم " جنسیت " ، در مورد همجنسگرایان نیز با تساهل و تسامح بیشتری رفتار می شود .