فکر کردن ، به امید بودن


هستی انسان نوعی دیالوگ است ، عقل معاصر می کوشد این مکالمه را به یک پینگ پنگ تقلیل دهد


او آوانگارد محسوب می شود ، یعنی در حال خلق ِ مداوم ِ سنت است 


حیوان خانگی تلاشی است ناکام برای خلاص شدن از شر ِ حیوان درون


کوگیتوی شرقی : مرگ را متفکرم ، پس هستم 


کناره گیری از جامعه ، رونمایی از اجتماعی بودن ِ مفرط است


تفکر در ذات عملی ارتجاعی است ، همانطور که عمل احمقانه ترین شکل تفکر به حساب می آید


دیوار : هستی کشیدن میان ِ دو نیستی - ریشه یابی استبداد