سیاست سرگرمی
به نظر می رسد امروزه در سیاست خندیدن نشان از ناتوانی دارد ، و قرار است این عکس العمل جایگزین عملی واقعن
موثر و تغییر دهنده شود ، فرد امری را که توان تغییر دادنش را ندارد به موضوعی
برای سرگرمی و خوش بودن بدل می کند . مدت هاست که در اکثر نقاط جهان دوران جباران
عبوس به سر آمده است وبه تبع آن دیگر خنده نوعی مقاومت به حساب نمی آید ،
قدرتمندان درست به اندازه ی ضعفا خودشان را جدی نمیگیرند . حالا حاکمان در سرتاسر جهان مشتاق دیدار و گرفتن
ِ عکس با کمدین هایی هستند که قرار است آنها را به مسخره بگیرند . طرز حرف زدن ،
اشتباهات ساده در راه رفتن و نشستن ، اما هرگز نباید سیاست های آنان مورد چون و
چرا قرار گیرد ، چرا که این سیاست ها به قیمتی بس گزاف تر از شادی تمام شده اند .
خنده و شادی ای که تاثیرات اش از حد چهره
ی فرد فراتر رفته و تبدیل به یک ایدئولوژی همگانی شده است . جدیت تبدیل به یک گناه شده است ،
همانطور که در جهان ِ پیشا مدرن این گناه بر گردن شادی و بی عاری بود . حداقل در
حوزه ی سیاست ، چگونه می توان خندید بی
آنکه این خنده به ریشخند گرفتن ِ خود نباشد ؟ خندیدن در تقابل با محیط های رسمی
کار و فعالیت های اجتماعی نشان از نوعی تعطیلات و فراغت دارد . با این همه امروزه
چگونه می توان به خنده ای اندیشید که ثمره اش به تعطیلات رفتن ِ تفکر و تامل در
باب سیاستی نباشد که بر فرد ِخندان ، برخلاف ِ میل اش اعمال می شود ؟ در تعطیلات انتهای
هفته برنامه ای از شبکه ی صدای آمریکا پخش می شود که نقش خودش را در به تعطیلات
بردن ِ سیاست به خوبی ایفا می کند . این پارازیت در امواجی اختلال ایجاد می کند که
در صورت انباشته شدن ، شاید در جایی غیر از جلوی تلویزیون ، تاثیراتش نمایان شود .
همگان حق دارند هفته ی کاری خود را با روحیه ای خوب و سرزنده آغاز کنند ، چرا که
جامعه نیازمند آن است که با روحیه ی خوب و انرژی کافی به فعالیت های روزمره اش
ادامه دهد ، فعالیت هایی که همین چند ساعت
قبل و در جلوی تلویزیون مشغول خندیدن به نتایج اش و به سخره گرفتن شان بود . این " قلقلک
دادن ارکان قدرت " تا حد زیادی به خواسته هایش رسیده است : تثبیت شدن ِ بیش
از پیش ِ ارکان قدرت . این مورد ِ ریشخند واقع شدن تبدیل به کفاره ای شده است که
گویی قدرتمندان با کمال میل حاضر به پرداخت اش هستند ، آنها به عوض قدرت شان مسخره
شده اند . حال فلان شخصیت به عوض ِ ظلم و زندانی که بر او روا داشته شده ، به
عنوان شخصیت خوب انتخاب می شود و بدین ترتیب و از دید ِ تماشاگران به جایگاهی که
لیاقت دارد رسیده است . این معامله منصفانه به نظر می رسد .