شنبه

سرخوشی گونه ای خویشتن داری است


یکشنبه

گاهی اوقات از دستبند ها کار بیشتری بر می آید تا از دست ها ، اغلب اوقات


دوشنبه

یک جور زنده بود ، و همیشه به هزار شکل مختلف می مرد ، جنس اش جور بود


سه شنبه

درباره ی داروهای رفع ناتوانی و تبلیغات پرشور آن : به تختخواب اشاره میکنند ، اما اختگی در خیابان موج میزند


چهارشنبه

سیاه ترین روزهای زندگی همیشه مصادف است با علاقه به پوشیدن لباس های روشن


پنجشنبه

حافظه شکل درونی شده ی قدرت بینایی است 


جمعه

محکوم به اعدام خطاب به جوخه ی آتش : ایستگاه بعد : فدک