علیه ایستاده گی
0
اکثر افعال انسان بر اساس توانایی های ناشی از شکل خاص اندام بشر بخصوص دست هایش طراحی شده اند ، با این همه نباید اشتباه کرد ، این پاها هستند که اهمیت اساسی دارند
1
انسان : این مضحکه ی قدیمی که تعریف نام دارد : حیوان دو پا
2
نشستن ، ایستادنی منفعل است . استراحتی برای ایستادن ، نوعی ایستادن ِ فروتنانه ، و البته دردناک تر : نشانگر فقدان شهامت لازم برای دراز کشیدن
3
شاید زمین برای غریبه ای که از دوردست ها بدان می نگرد تنها به یک دلیل غریب به نظر بیاید ، فراوانی صندلی ها ، به همان تعداد ، آنها که ایستاده اند ، و معدودی که بی مرگ ، دراز کشیده اند
4
از نظر ریخت شناسی اندام های انسانی ، تمدن بشری از دیرباز تمدنی سرپا بوده است ، به همین دلیل هر گونه ایستاد(ه)گی در برابر آن به قدرتمندتر شدن اش کمک خواهد کرد ، تنها راه مقاومت دراز کشیدن است
5
اگر و تنها اگر برای یک ساعت تمامی بشریت در همان مکان های آشنای همیشگی دست از انواع ایستادن – از جمله کثیف ترین نوع ، یعنی نشستن – دست بردارند ، آیا به انقراض گونه ی فعلی خود کمک نخواهند کرد ؟
6
وجه انقلابی دراز کشیدن بخاطر آن است که در سطح اتفاق می افتد
7
ایستادن ، زیرپا گذاشتن
8
دراز کشیدن ،بی اعتباری ابزارهایی که با ما متولد می شوند
9
ایستادن ، در نسبت اش با چشم ، چاره ای ندارد جز آنکه سر به زیر یا سر به هوا باشد ، نگاه به روبرو با ذات ایستادن در تناقض است . دراز کشیدن عمیقن چشم بسته است
10
روی پای خود ایستادن تنها و تنها در یک صورت محقق می شود ، با دراز کشیدن . هر نوع دیگر از توهم ِ روپا بودن به شکل گیری یک لگدمالی در ابعاد وسیع منجر می شود ، و این چیزی است که جامعه خوانده می شود
11
انسان تنها در یک صورت می تواند فراتر از درمان های سرپایی ِ مسخره ی فعلی اش برود : با غلت زدن