رژیم غذایی - پانزده


شنبه

سرنگونی مهمترین انگیزه ی هر مستبد برای رسیدن به قدرت است . متاسفانه تعداد کمی از آنها به آنچه می خواهند میرسند


یکشنبه

زیبایی همیشه فاصله اش را حفظ می کند


دوشنبه

هذا من فضل ربی - نوشته شده روی یک سنگ قبر


سه شنبه

آنچه هستیم چیزی نیست جز " بودم " هایی که از خودمان خواهیم ساخت


چهارشنبه

هرگز نمی توانیم کاملن از آنچه هستیم نیستی پذیریم ، وقت هایی که چنین گمانی داریم با چیزی جز هستی ِ تشدید شده طرف نیستیم - رساله ای در باب الکل


پنجشنبه

اعتماد به نفس گام نهایی در خوارشمردن خویش است 


جمعه 

محکوم به اعدام خطاب به جوخه ی آتش : ای خواب بر سر من !


چهارده


شنبه 

انتقام ِ خوشبختی : بزرگ نه ، تنها دارد پیر می شود


یکشنبه

خدا بزرگترین کشف سرمایه است ، بزرگترین دستاوردش


دوشنبه

تبعیت از طبیعت خویش به صمیمانه ترین صورت قدردانی فرد را از قدرت هایی نشان می دهد که  بر وی اعمال می شوند 


سه شنبه

طوفان هایی هستند که تنها دلیل ظهورشان این است که آب از آب تکان نخورد


چهارشنبه

خطاب به آینه می گوید : کاملن متوجهم چه می گویی و تمام تلاشم را برای نفهمیدن اش می کنم 


پنجشنبه

درخشان ترین شیوه ی اندیشیدن تلاش برای اندیشیدن است 


جمعه

محکوم به اعدام خطاب به جوخه ی آتش : چشمان شما را هم بسته اند ؟


سیزده


شنبه

گاوچران ، گونه ای کمیاب از گوساله است


یکشنبه

از پدر و فرزند تا دو دوست ، خلاصه ی ارتباطات : متصدی و ارباب رجوع 


دوشنبه

جمعه دیگر جمعه ، یا " روز تعطیل " نیست . تنها " روز ِ قبل از شنبه " است


سه شنبه

بلوغ در هر حوزه ای اختگی در همان حوزه است


چهارشنبه

قدرت احمق نمی کند ، خودش را به حماقت می زند تا هر لحظه مطمئن شود از احمقانه ترین فرامین اش نیز تبعیت می شود ( شباهت تبعیت و طبیعت ) . قدرت نیازی به عقلانیت حس نمی کند ، و این شیوه ی عاقلانه ی قدرت مند بودن است 

پنجشنبه

" تماشای خویش نخستین شرط خرد است "* . چه جنونی در این جمله نهفته است 

*مارکس


جمعه

محکوم به اعدام خطاب به جوخه ی آتش : اول من می میرم یا اول شما شلیک می کنید ؟


دوازده


شنبه

جهان پورنوگرافیک : " عمل لذتبخش " را بی هیچ لذتی عده ای خاص انجام می دهند ، و شکلکی از لذت بر چهره ی عده ای دیگر نقش می بندد


یکشنبه

با توافق روی " الف " دور هم جمع می شوند تا بتوانند در انزوا خود را با " ب " تعریف کنند


دوشنبه

در تنهایی مجاز مرسل ، در جمع اما او استعاره ای از خودش است


سه شنبه

طالع بینی هنری ، پیشگویی نه ، تحمیل می کند


چهارشنبه

خوشبختی یک شکل بیشتر ندارد ، اما به هزار شکل می توان بدبخت بود ، به همین دلیل در هر امر ِ امروزه ملال آور شکلی از خوشبختی نهفته است


پنجشنبه

هرچه سعی می کنم بیشتر زنده بمانم کمتر زندگی می کنم - سر در مجموعه ی ورزشی " ضد "  ِ" انقلاب "


جمعه

محکوم به اعدام خطاب به جوخه ی آتش : نفر دوم از سمت راست ! کلاهت را صاف کن سرباز !


یازده


شنبه

امروزی بودن نشانه ی بارز باستانگرایی است


یکشنبه

اوج شوربختی بشر ، بازگشت کبوتر به کشتی بود


دوشنبه

وجدان معذب اعضا نسبت به یکدیگر ، دلیل استحکام و درعین حال فروپاشی خانواده است . آرمان هر خانواده ی راستین نابودی خانواده است


سه شنبه

با همه گرم گرفتن با هیچکس قاطی نشدن است


چهارشنبه

برای لذتبخش کردن اندام اش چنان زجری را متحمل می شود که لذت به " فراغت از زجر " بدل می شود


پنجشنبه

کتاب خوب تمام نمی شود ، بل در جایی دیگر آغاز می شود


جمعه

محکوم به اعدام خطاب به جوخه ی آتش : شما که می بینید بگویید ببینم ، حالا مرده ام ؟