رژیم غذایی - ده


شنبه

نظم هیچ ربطی به دور اندیشی ندارد ، نوعی وصیت است که مثل همیشه اینگونه آغاز می شود : بعد از من...


یکشنبه

افسردگی کسالت ناشی از عدم اختراع واقعیت است


دوشنبه

هتریسم پدرسالارانه ی لیبرالیستی


سه شنبه

دوست داشتنی چیز در وجود او نیرویی است که مانع از دوست داشتن اش می شود


چهارشنبه

هر میهمانی به افتخار تکرار برگزار می شود


پنجشنبه

عکاسی در عامیانه ترین استفاده هایش نشانگر از خود بیگانگی خاطره و ناپدید شدن زمان حال است . این کار با جعل کردن گذشته و آینده ، همزمان ، صورت می گیرد 


جمعه

محکوم به اعدام خطاب به جوخه ی آتش : آنقدر می میرم تا خسته شوید



نه


شنبه

تجربه نشان می دهد که افزایش تقاضا برای آزادی بیان همزمان است با یکی شدن همه ی حرف ها


یکشنبه

چه از نظر جامعه شناختی و چه از منظر فرهنگی بزرگترین " اثر " هدایت چیزی نیست جز جسدش


دوشنبه

مرا یاد دنیرو می اندازد در " گاو خشمگین " آنجا که خطاب به خودش در آینه می گوید : مرا یاد براندو می اندازی در " در بارانداز " - در ستایش افلاطون


سه شنبه

یک عبارت نادرست بیشتر ذهن را وادار به کنکاش می کند تا یک عبارت درست . شاید برداشت ِ اشتباه کردن تنها راه فهم درست یک متن است


چهارشنبه

خواب ماندن ، کابوس و در عین حال شیرین ترین رویای یک کارمند است


پنجشنبه

همه چیز را به مسخره می گیرد تا مضحک بودن ِ خودش پیش پا افتاده جلوه کند


جمعه

محکوم به اعدام خطاب به جوخه ی آتش : طور ی می میرم که انگشت به دهان بمانید


هشت



شنبه

تمام آنها که به کیش " صیانت از طبیعت " گرویده اند انگار فراموش کرده اند که بر علیه ِ طبیعت بودن ، خود ، طبیعت انسان است


یکشنبه

از نظر جسمی تنها تا زمانی جذاب است که نامیده نمی شود


دوشنبه

مرد درون : آن زن فکر می کند...


سه شنبه

ما چهار نفر بودیم و میز بهانه ای برای سرگشتگی . یکی گفت بیایید جای سرهایمان را عوض کنیم . همین شد که مثل قصه ای آغاز شدیم - دعا برای تعیین جنسیت فرزند


چهارشنبه

آنقدر پاپ هستند که دیگر عامه پسند محسوب نمی شوند 


پنجشنبه

طوری به آن زن خیره شده است که گویی روبروی یک اثر هنری ایستاده است ، روبروی یک " ردی مید "


جمعه

محکوم به اعدام خطاب به جوخه ی آتش : قبول نیست ! من دیدم !


هفت


شنبه

 پایین تنه اش فرافکنی بالا تنه اش محسوب می شود ، هرچند برعکس اش را وانمود می کند


 یکشنبه

میله ، بهترین نماد این زمانه است  


دوشنبه

 هر آنچه زمانی انحراف تلقی می شد امروزه به کسب و کاری پر رونق تبدیل شده است . این نکته نشان می دهد امروزه تنها انحراف کسب و کار است


 سه شنبه

 تمامی افعال و حرکات بشر نهایتن به یکی از این دو چیز گرایش دارند : شعر یا فلسفه - از گفتگوی یک ماما با یک گورکن


 چهارشنبه

او دائم غر می زند ، یعنی به شیوه ی خاص خودش شادمان است  


پنجشنبه

 هر اجتماعی برای رسیدن به مقصود خود ، ناگزیر به " تظاهر " ات روی می آورد


 جمعه

 انسان ، گونه ای خاص از انسان است


رژیم غذایی - شش


شنبه

بازگشته است از خزعبل ، ساختار خزعبل اما از او ... بازگشته است از خزعبل ؟


یکشنبه

برخلاف خوشبختی ، شوخ طبعی تنها بصورت مکتوب عملی است


دوشنبه

عجیب ترین چیز غرق نشدن است


سه شنبه

آی پا اندازها ! وجدان کاری تان کجا رفته است ؟ او از دست به دست شدن خسته شده است


چهارشنبه

تحریم ِ یک کالا ، تبلیغ ِ ساختار مصرف است


پنجشنبه

زن بودن یک کیفیت است ، درست بر خلاف مرد بودن که مربوط می شود به کمیت . همچنان آن قاعده ی منسوخ صدق می کند : کمیت به کیفیت تبدیل می شود 


جمعه

تردمیل : پیشرفته ترین و محبوب ترین شیوه ی تاکسیدرمی 


پنج


سه شنبه

در پنج سالگی یاد می گیرد که " سیب " می شود " اپل " ، و تا عمر دارد گناه کردن را از یاد می برد


چهارشنبه

آینده زن نیست ، زنانه است


پنجشنبه

نیچه: " هر قدرتی در هر لحظه واپسین نتیجه ی قدرت خود را می بیند " درست تر این بود که می نوشت : "هر قدرتی در واپسین لحظه نتیجه ی قدرت خود را می بیند " - تاملات و تالمات یک پزشک هنگام کالبدشکافی


جمعه

دانشگاه ، یا همان یتیم خانه . هر کس - حتا نگهبان آن - که به آنجا می رود در هر لحظه باید روز اول ِ ورود به دبستان را به خاطر داشته باشد


شنبه

 شاید شعر تنها امکان تنهایی است ، و هر شکل دیگر از تک افتادگی چیزی نیست جز یک انفرادی


یکشنبه

حسادت ، خودشیفتگی ِ شیئ شده است 


دوشنبه

زبان ، مردانه ترین شکل ِ زن بودن 


سه شنبه 

نشانه های بلوغ : او به لکنت افتاده است 



چهار



شنبه 

او یک کلکسیونر است ، مشغول جمع کردن خودش از سطح شهر


یکشنبه

صورت اشتباه : من این یا آن کار را انجام نمی دهم 

صورت صحیح : من به یک زبان جدید نیاز دارم


دوشنبه

خواندن ، شکل شرافتمندانه ی دید زدن


سه شنبه 

تلویزیون ، تصویر اسکاروایلد نوشته ی دوریان گری


چهارشنبه

علاقه به او همانا تحقیر کردن اوست


پنجشنبه

می خندد پنج ساله است . اخم می کند پنجاه سال بیشتر ندارد . می توان نتیجه گرفت هنوز متولد نشده است - طرح برای رمان


جمعه

علاقه بیش از اندازه  به نظم ناشی از ترس بیش از اندازه از مرگ است



سه



جمعه

در به اصطلاح " حقیقت شلگلی " یکی از این دو چیز...


شنبه

در میان هنرها ، شعر بیشتر توقع را در مخاطب ایجاد می کند ، وقتی یک فیلم یا نقاشی مارا تکان نمی دهد ، به سادگی می گوییم : فیلم یا نقاشی خوبی نیست . اما در مورد شعر این اتفاق این گونه است :مزخرف بود !


یکشنبه

چرخه ی معیوب طبیعت


دوشنبه

نزار قبانی گفته است : " تنها زن و نوشتن ما را نجات می دهند " . آیا این جمله به بیان ِ یک چیز در دو عنوان مختلف دچار نیست ؟ شاید هم حق با آن " زن " باشد که " نوشت " : " نجات دهنده در گور خفته است "


سه شنبه

تمام چارچوب های جهان از دو ضلع ِ همیشه یکسان تشکیل شده اند : تملق ، و ترس


چهارشنبه

بدن سازی ، محبوب ترین گرایش عرفانی در عصر فعلی است


پنج شنبه

جامعه ی بدون مجرم و زندان ، خود ، بازداشگاهی است تمام عیار 


جمعه

یک هدف برای آینده : بازگشت به دورانی که در آن ، دوباره این جمله ی مارکس مصداق یابد : آزادی آدمی اوقاتی است که کار نمی کند