دیوانگی ام را کجا جار بزنم
تا از دهان کوچه نیفتم
به کنج سلولی خلوت پر از من
***
نظرتان چیست ؟
از بغض هایم عکس بگیرم
بیاویزم از بزرگترین بیلبوردهای شهر
از آنها که تنها
با برندهای معتبر همبستر می شوند
***
***
پشت این میز
پوشیده از کلمات
می ایستم روبروی برهنگی ام
و این سطرها زاده می شوند
+
نوشته شده در شنبه
1388/08/30ساعت 16:56 توسط علی خادمی
|